مرکز دانلود پروژه ها و رساله های دانشجویی ایران

آخرین مطالب

۴۸۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله توحید فایل ورد (word) دارای 39 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله توحید فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله توحید فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله توحید فایل ورد (word) :

توحید

توحید و مراتب آن
توحید از مهمترین محورهای اصول عقاید است. اهمیت این اصل اعتقادی آنگونه است که می توان قرآن کریم را که آخرین کتاب آسمانی است کتاب توحدی نامید. توحید در فرهنگ دینی ـ قرآن و روایات ـ از جایگاه بسیار برجسته و ممتازی برخوردار است و تمام موضوعات و معارف در حوزه دین هر یک از راهی به موضوع توحید بر می گردند. حدیث شناسان و کارشناسان عالی علوم اسلامی که عهده دار جمع آوری روایات و بررسی و ارزیابی سندی و محتوایی آنها هستند بخش عمده ای را به مباحث توحیدی اختصاص داده اند. و در طول تاریخ اسلام آثاری بسیار فراوانی در زمینه های مختلف مباحث توحید نگارش یافته است. توحید که رسالت اصلی اش تبیین مباحث مربوط به شناخت خدا، و خدا پرستی و چگونگی دریافت و فهم یگانگی او و اسماء و صفات او است قلمرو بسیار گسترده و فراگیری دارد. آشنایی با راه های خداشناسی نیز یکی از مباحث مهم و ارزشمند توحید است. توحید مراتبی دارد: توحید ذات، توحید صفات، توحید افعال، توحید در عبادت.

توحید در ذات:
توحید ذات عبارت است از بی مانندی ذات حق از لحاظ وجوب وجود و قدم ذاتی و استقلال و لایتناهی بودن، همه ما سوا اعم از مجرد و مادی ممکن بالذات و حادث بالذات است و قائم به او و محدود است. «لیس کمثله شی ء» (شوری/11)؛ خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست. و «له المثل الاعلی» (روم/27)؛ آن ذات یکتا را در آسمان و زمین مثال عالی تر است. یا «فاطر السماوات والأرض جعل لکم من أنفسکم أزواجا ومن الأنعام أزواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شیء وهو السمیع البصیر ،شوری: 11 » پدید آورندهی آسمانها و زمین که برای شما از نوع خودتان همتایانی آفریده است، و از چارپایان نیز انواعی [قرار داده است؛ و شما را در آن آفریده است؛ همانند او چیزی نیست و اوست که شنوای بیناست. و یا «لم یکن له کفواأحد، سوره توحید: 4» او را هیچ کس همتا نیست. هیـچکس در ذات شبیه خداوند متعال نیست. دختر و پسر خدا نداریم، تثلیث در اسلام جایی ندارد. خداوند در هیچ وجودی حلول نمـىکند و جمع نمـىشود. حتی در روز قیامت هم نمـىشود خدا را به صورت جسم دید.. حتی خدا را نمـىتوانیم درک کنیم، و در عقل ما نمـىگنجد. هیچ گاه معنای ازل و ابد و خالد را نمـىفهمیم، و ;.

توحید در صفات:
برای وجود لایتناهی همچنانکه دومی قابل تصور نیست، کثرت و ترکیب و اختلاف ذات و صفات نیز متصور نیست. توحید صفاتی مانند توحید ذاتی از اصول معارف اسلامی و از عالی ترین و پراوج ترین اندیشه های بشری است که بخصوص در مکتب شیعی تبلور یافته است.در اولین خطبه نهج البلاغه چنین آمده است: «الحمدلله الذی لا یبلغ مدحته القائلون و لایحصی نعماءه العادون، و لا یؤدی حقه المجتهدون، الذی لا یدرکه بعد الهمم، و لا یناله غوص الفطن. الذی لیس لصفته حد محدود و لا نعت موجود »; سپاس ذات خدا را، آن که ستایش کنندگان نتوانند به ستایش او برسند و شمارکنندگان نتوانند نعمتهای او را برشمارند و کوشندگان نتوانند حق بندگی او را ادا نمایند، آن که همتها هر چه دور پروازی کنند، کنه او را نیابند و زیرکیها هر اندازه در قعر دریاهای فطانت فرو روند به او نرسند، آن که صفت او را حد و نهایتی و تغیر و تبدلی نیست;
در این جمله ها از صفات نامحدود خداوند یاد شده است. بعد از چند جمله می فرماید: « کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه لشهادش کل موصوف انه »، « غیر الصفه و شهادش کل صفه انها غیر الموصوف فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه و من قرنه »; اخلاص کامل، نفی صفات از پروردگار است، زیرا موصوف گواهی می دهد که ذاتش غیر از صفت است و صفت گواهی می دهد که او چیزی است غیر از موصوف، و هر کس خداوند را به صفتی توصیف کند، ذات او مقارن چیز دیگر قرار داده و هر کس خدا را مقارن چیزی قرار دهد; الی آخر. در این جمله ها، هم برای خداوند اثبات صفت شده است « الذی لیس لصفته حد محدود » و هم از او نفی صفت شده است « لشهاده کل صفه انها »; از خود این جمله ها معلوم است که صفتی که خداوند موصوف به آن صفت است صفت نامحدود به نامحدودیت ذات است که عین ذات است، و صفتی که خداوند مبرا و منزه از اوست صفت محدود است که غیر ذات و غیر از صفت دیگر است. پس توحید صفاتی یعنی درک و شناختن یگانگی ذات و صفات حق.
توحید در افعال:
توحید در افعال عبارت است از اینکه موثر و فاعل حقیقی در نظام موجودات منحصرا ذات او است هر فاعل و مؤثری به خواست او و به مشیت او فاعل و مؤثر است. هیچ موجودی اعم از مجرد یا مادی. با اراده یابی اراده از خود استقلال ندارد نظام علت و معلول تنها مجرای اراده و مشیت ذات حق است، هستی ملک او است و او در ملک خود شریک ندارد. «لم یتخذ صاحبه و لا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا» (مفاتیح الجنان)؛ سپاس ذات خدا را، آنکه همسر و فرزند نگرفت و برای او شریکی در مدیریت جهان و همچنین کمکی از روی ناتوانی برای اداره عالم نیست. او را بزرگ و برتر بدان، بزرگ و برتر دانستنی که لایق ذات پاک او باشد. بنابر این توحید افعالی یعنی درک و شناختن اینکه جهان، با همه نظامات و سنن و علل و معلولات و اسباب و مسببات، فعل او و کار او و ناشی از ارداه اوست. موجودات عالم هم چنان که در ذات استقلال ندارند و همه قائم به او و وابسته به او هستند و او به تعبیر قرآن ” قیوم ” همه عالم است، در مقام تاثیر و علیت نیز استقلال ندارند، و در نتیجه خداوند همچنانکه در ذات شریک ندارد در فاعلیت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و وجود خود و تاثیر و فاعلیت خود را از او دارد و قائم به اوست.
همه حولها و قوه ها ” به او ” است: « ما شاء الله و لا قوه الا به، لا حول و لا قوه الا بالله » انسان که یکی از موجودات است و مخلوق اوست، مانند همه آنها علت و مؤثر در کار خود و بالاتر از آنها مؤثر در سرنوشت خویش است، اما به هیچ وجه موجودی ” مفوض ” و ” به خود وانهاده ” نیست « بحول الله و قوته اقوم و اقعد ». اعتقاد به تفویض و وانهادگی یک موجود – اعم از انسان و غیر انسان – مستلزم اعتقاد به شریک بودن آن موجود با خدا در استقلال و در فاعلیت است و استقلال در فاعلیت، مستلزم استقلال در ذات است و با توحید ذاتی منافی است، چه رسد به توحید افعالی.

توحید در افعال شامل خالقیت، تدبیر، حاکمیت و ; می شود:خداوند می فرماید: «أم جعلوا لله شرکاء خلقوا کخلقه فتشابه الخلق علیهم قل الله خالق کل شیء وهو الواحد القهار، رعد: 16»; یا شریکانی برای خداوند قائلند که همانند آفرینش او آفریدهاند، و آفرینش [ها] بر آنان مشتبه شده است؟ بگو خداوند آفریدگار هر چیز است و او یگانـهی قهار است. خلق مخصوص خداست. عیسی علیه السلام به اذن خدا پرنده ساخت. علت العلل خداست، یعنی اگر کسی هم چیزی خلق مـىکند، از خدا دستور گرفته است.
در ضمن ما طبق سخنان معصومین علیهم السلام، اعتقاد داریم که «لا مؤثر فی الوجود الا الله »:جز خداوند یا به اذن خداوندهیچ چیز و هیچ کس تأثیر گذار نیست.. علی علیه السلام به اذن خدا به خورشید امر کرد که دیرتر غروب کند تا نمازش قضا نشود.اگر از اهل بیت علیهم السلام کمک مـىخواهیم، چون معتقد هستیم که مـىتوانند از خدا برای ما چیزهایی بگیرند.یا می فرماید:«قل أغیر الله أبغی ربا وهو رب کل شیء، انعام: 164»:بگو آیا جز خداوند پروردگاری جویم، و او پروردگار همه چیز است ;.امام صادق علیه السلام دعای نوروز را توصیه کردهاند:« ; یا مدبر اللیل و النهار ;.» .یا«ابا الله ان یجری الامور من غیر اسبابها »: خداوند ابا دارد کاری را از غیر از مسیر و اسباب خود به جریان بیندازد.یا «إن الحکم إلا لله، یوسف: 40 »; حکم نیست مگر خداوند را ;.

توحید در عبادت:
توحید در عبادت مربوط است به عکس العمل بنده در برابر خالق، یعنی همان طور که او یگانه در ذات و در صفات و در افعال است، انسان نیز در مقام پرستش باید تنها او را پرستش کند و به او ملتجی شود. «و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین» (بینه/5)؛ (و در کتب آسمانی) امر نشدند مگر بر اینکه خدا را به اخلاص کامل پرستش کنند.. یا «إیاک نعبد وإیاک نستعین، فاتحه الکتاب: 5 » خداوندا تنها تو را مـىپرستیم و تنها از تو یاری مـىخواهیم. در ابتدای آیه 23 سوره حشر آمده: «الله الذی لا اله الا هو». کلمه ” الله ” اگر چه علم است ولی اصلش به معنی ذات جامع جمیع صفات کمالیه است، یعنی خود ” الله ” لفظ ” الله ” به معنی این است که «له الاسماء الحسنی»، اصلا خود ” الله ” یعنی آن که جمیع اسماء حسنی در او جمع است، ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه. «هو الله الذی لا اله الا هو». این «لا اله الا هو» توحید در عبادت است. الله، آن که شایسته عبادت و پرستش جز ذات او هیچ موجودی نیست. مسأله «لا اله الا هو» یک سرش ارتباط به خدا دارد یک سر ارتباط به انسان، چون مسأله پرستش است: ای انسان! تو در برابر هیچ ذاتی جز آن ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه نباید کرنش و پرستش کنی آن ” باید ” هم که در او می گوییم از این جهت است که او تنها ذاتی است که شایسته پرستش و ستایش و تعظیم است. وقتی که شایسته باشد، خود پرستش انسان برای انسان کمال است. اما غیر او چنین شایستگی را ندارد.
اگر انسان در مقابل هر موجودی غیر از او کرنش و پرستش کند خودش را پست کرده و پایین آورده است. جز ذات مقدس او هیچ ذاتی اله نیست. اله یعنی معبود به حق، معبود به حق یعنی شایسته پرستش، موجودی که حق معبودیت دارد، شایستگی معبودیت را دارد. وقتی که تمام کمالات در او جمع است اصلا عبادت و پرستش (او) هم در واقع ثناگویی است، ثناگویی به این معنا که جمال پرستی و کمال پرستی و خضوع در مقابل کمال است، اقرار و اعتراف به یک حقیقت است: او (شایسته پرستش) است اما غیر او نه. توحید صفاتی عبارت است از اینکه همه کمالات ذات عین ذات است، اگر عالم یا قادر یا حی یا نور است به معنی این است که عین علم و قدرت و حیات و روشنایی است، او به تمام معنی احد و واحد و فرد است. لازمه وجوب ذاتی و لایتناهی بودن ذات حق این است که هیچ غیری و ثانیی برای او و در مرتبه او فرض نمی شود .
به عبارت دیگر: لازمه کمال ذاتی حق عینیت صفات با ذات است، مغایرت صفات ذات با ذات مستلزم محدودیت ذات است یعنی تنها در مورد امور متناهی و محدود فرض صفت مغایر با ذات ممکن است. بنابراینتوحید صفاتی یعنی درک و شناسایی ذات حق به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با یکدیگر. توحید ذاتی به معنی نفی ثانی داشتن و نفی مثل و مانند داشتن است و توحید صفاتی به معنی نفی هرگونه کثرت و ترکیب از خود ذات است. ذات خداوند در عین اینکه به اوصاف کمالیه جمال و جلال متصف است، دارای جنبه های مختلف عینی نیست .اختلاف ذات با صفات و اختلاف صفات با یکدیگر لازمه محدودیت وجود است
.توحید ذات عبارت است از بیمانندی ذات حق از لحاظ وجوب وجود و قدم ذاتی و استقلال و لایتناهی بودن، همه ما سوا اعم از مجرد و مادی ممکن بالذات و حادث بالذات است و قائم به او و محدود است. «لیس کمثله شی ء» (شوری/11)؛ خدای یکتا را هیچ مثل و مانندی نیست. و «له المثل الاعلی» (روم/27)؛ آن ذات یکتا را در آسمان و زمین مثال عالی تر است. یا «فاطر السماوات والأرض جعل لکم من أنفسکم أزواجا ومن الأنعام أزواجا یذرؤکم فیه لیس کمثله شیء وهو السمیع البصیر ،شوری: 11 »پدید آورندهی آسمانها و زمین که برای شما از نوع خودتان همتایانی آفریده است، و از چارپایان نیز انواعی [قرار داده است]؛ و شما را در آن آفریده است؛ همانند او چیزی نیست و اوست که شنوای بیناست. و یا «لم یکن له کفواأحد، سوره توحید: 4» او را هیچ کس همتا نیست. هیـچکس در ذات شبیه خداوند متعال نیست. دختر و پسر خدا نداریم، تثلیث در اسلام جایی ندارد. خداوند در هیچ وجودی حلول نمـىکند و جمع نمـىشود. حتی در روز قیامت هم نمـىشود خدا را به صورت جسم دید.. حتی خدا را نمـىتوانیم درک کنیم، و در عقل ما نمـىگنجد. هیچ گاه معنای ازل و ابد و خالد را نمـىفهمیم، و ;.

همه اعمال امام سجاد علیه السلام بر اساس توحید و توکل بوده است. در اینجا به قضیه‌ای که تبلور نگاه توحیدی اوست، اشاره می‌شود:

به زهری گفته شد:« زاهد ترین مردم در دنیا کیست؟»
گفت:« علی بن الحسین علیه السلام. چرا که در زمانی که بین او و محمد بن حنفیه در مورد صدقات حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام منازعه ای بود، به او گفتند اگر نزد ولید بن عبدالملک بروی، حتماً تو را از شرّ زبان او نجات خواهد داد. و این در حالی بود که ولید دشمن امام و دوست محمد بن حنفیه بود.»
امام فرمود:« وای بر تو! آیا در حرم خدا (مکه) از غیر خدا چیزی بخواهم؟! من از اینکه دنیا را از خداوند، خالق آن، بخواهم، ابا دارم؛ حال چگونه آن را از مخلوقی مثل خودم طلب کنم؟»

زهری می‌گوید:« لاجرم خداوند عزّوجل هیبت امام را در دل ولید انداخت و ولید به نفع او و علیه محمّد بن حنفیه حکم کرد.»

خدا شناسی و توحید
وجود خداوند قادر ومتعال
ما معتقدیم : که خداوند متعال پدید آورنده تمام جهان هستی است ، و آثار عظمت و علم و قدرت او در جبین تمامی موجودات جهان ، آشکار و هویدا است .

ما معتقدیم : هر چه که در اسرار موجودات این جهان بیشتر اندیشه کنیم به عضمت ذات پاک او و وسعت علم و قدرتش آگاه تر میشویم و با پیشرفت علم و دانش بشری هر روز درهای تازه ای از علم و حکمت او به روی ما گشوده می شود .
قرآن کریم می گوید :
“و فی الارض آیات للمومنین * و فی انفسکم افلا تبصرون ”
و در زمین آیاتی برای جویندگان یقین است و در وجود شما آیا نمی بینید !؟

صفات جلال و جمال خداوند
یکی دیگر از مباحثی که در خدا شناسی و توحید مطرح می شود صفات جمال و جلال خدامند متعال می باشد .
ما معتقدیم ذات پاک خداوند از هر گونه عیب و نقص پاک و منزه است و آراسته به تمام کمالات می باشد بلکه او کمال مطلق ،و مطلق کمال است و به تعبیر دیگر هر کمال و زیبائی در این جهان است از ذات پاک او سرچشمه گرفته . در قران کریم آمده است او خدای است که از هر گونه عیب و بدی پاک و منزه است ، به کسی ستم نمی کند امنیت بخش است ،مراقب همه چیز است،قدرتمندی شکست نا پذیر است که با اراده نافذ خود هر امری را اصلاح میکند . او شایسته عظمت است ، و منزه است از هر آنچه که با او مقایسه شود .او خداوندی است خالق و بی سابقه ،صورتگری بی نظیر و ;;..
اگر بخواهیم در صفات و جلال خداوند مطلب بیان شود بسیار است اما هان نکته بس که خداوند خالقی بی همتا و بی نظیر و یکتا است

ذات پاکش نا متناهی است
دیگر مباحثی که در خدا شناسی و توحید بایستی مطلع بود خداوند دارای ذاتی پاک و نامتناهی است .
ما معتقدیم : او وجودی است بی نهایت از هر نظر : از نضر علم و قدرت ،حیات ابدیت و ازلیت و به همین دلیل در زمان و مکان نمی گنجد ،چرا که زمان و مکان هر چه باشد محدود است ،ولی در عین حال در هر زمان و مکان حضور دارد چرا که فوق زمان و مکان است .
” وهو الذی فی السماء اله و فی الارض اله و هوالحکیم العلیم ” :
او کسی است که در آسمان معبود است و در زمین معبود و او حکیم و علیم است.

آری او به ما از ما نزدیکتر است ،او در درون جان ماست و او در همه جاست ،و در عین حال مکانی تدارد و در همین راستا خداوند میفرمائد :
” و نحن اقرب الیه من حبل الورید : و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم !؟

منابع:
• بحارالانوار، ج 46، ص 63، حدیث 20 به نقل از علل الشرایع
• اعتقاد ما ،از آیته الله العظمی مکارم شیرازی

توحید در قرآن
مقدمه
قرآن مجید در آیات متعددی بیان می‌دارد که حضرت محمد صلی‌الله و علیه و آله یک فرد درس نخوانده و امی می‌باشد و خود حضرت نیز این مطلب را در میان خویشان خود که در میانشان پرورش یافته بود اعلام نموده و حتی آیاتی که مربوط به امیت وی می‌باشد را به آنها خواند. ولی با این وجود کسی بر این گفته پیامبر مبنی بر بیسوادیش اعتراضی نکرد. اما علی رغم بیسوادیش آن حضرت کتابی را که بر انسانها عرضه نموده پر از معارف عقلی ونکته‌های علمی و فلسفی می‌باشد تا حدی که فکر و اندیشه دانشمندان را به خود جلب نموده و متفکرین شرق و غرب عالم را مبهوت خود نموده است. چرا که مردمی که در زمان رسول خدا بودند و حضرت در میان آنها پرورش یافته بود افرادی بودند که عده‌ای از آنها به بت پرستی و خرافات روی آورده و گروه دیگری نیز اهل کتاب بوده و معارف و احکام و عقایدشان را از کتب عهدین و تورات و انجیل به دست می‌آوردند. با این وجود کتابی که حضرت آورده با عهدین تفاوتهای اصولی داشته و با اوهام و خرافاتش به مبارزه بر خواسته، حقایق علمی و اخلاقی و معارف عقلی و الهی را از اینگونه خرافات پاک می‌کند، خرافاتی که توحید و خداشناسی نیز استثناء و راه گریزی از آن نداشتند.
قرآن مجید در بحث توحید و خداشناسی، خدا را آنچنان که لایق مقام خداوندی است معرفی می‌نماید یعنی مطابق با شان خدایی و مقام ربوبیت و الوهیش و از آنچه نقص و حدوث خدا را می‌رساند تبرئه می‌سازد، ساحت خداوندی را از اوهام و اباطیل پاک ساخته و حتی در مسئله نبوت نیز یک چنین روش اصولی و صحیح را پیش می‌گیرد.

آیات توحیدی در قرآن
آیاتی که به توحید و یگانگی پرداخته و خداوند متعال را از هر گونه شرکی بدور می‌داند در پاره‌ای از آیات قرآنی علاوه بر تصریح توحید از دیگر ویژگیهایی که لازمه یگانگی خدا می‌باشد سخن به میان آورده و در طی آیات زیر به معرفی خدا می‌پردازد:

یگانگی و مالکیت حقیقی
در سوره بقره آیات 117 و 116 به یگانگی و مالکیت حقیقی وی در عالم هستی و اراده‌اش اشاره نموده خدا اینچنین را معرفی می‌کند:
(یهود و مسیحیان و مشرکان) گفتند خداوند برای خود فرزند اتخاذ کرده او از این نسبت منزه است، بلکه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و همه در برابر او خاضعند، هستی بخش آسمانها و زمین است آنگاه که به وجود آمدن چیزی فرمان دهد، می‌گوید: پدید آی! آنهم فورا پدید می‌آید.”

صفات قیومیت و علم
و همچنین در آیه 163و 255 سوره بقره با اشاره به صفات قیومیت و علم و آگاهی الهی، در معرفی خدا اینچنین بیانی دارد:
معبود شما خداوند یگانه است که غیر از او شایسته پرستش نیست زیرا که او بخشنده و مهربان است.
و درآیه 255 همین سوره اضافه می‌فرماید که هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست، او زنده و قائم به ذات خویش است و موجودات دیگر قائم به او هستند- هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمی‌گیرد، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست.

توحید درخالقیت خدا
و علاوه بر صفات فوق همچنین در آیات 5 و 6 سوره آل‌عمران به خالقیت خدا اشاره نموده، چنین می‌فرماید: “نه در آسمانها و نه در زمین چیزی برای خدا مخفی نمی‌ماند او کسی است که شما را در رحم مادران آنچنان که می‌خواهد تصویر می‌کند، بنابراین معبوی جز آن خدای توانا و حکیم نیست.
و در سوره انعام آیات 102 و 103 چنین بیان می‌نماید:و این است خداوند و پرورگار شما که غیر از او خدایی نیست و هر چه هست او آفریده است، پس او را بستایید که اوست بر همه چیز مسلط و صاحب اختیار، دیدگان از درک او عاجز ولی او دیدگان را درک می‌کند، خدایی است غیر قابل درک و در عین حال آگاه.
و در سوره یونس آیه 34 چنین می‌فرماید:
“بگو به آنان تنها خداست که به جهان هستی، هستی می‌بخشد، سپس هستی را از آن باز می‌ستاند. پس شما به کجا رو می‌گردانید.

اراده الهی
و در سوره سوره رعد آیه 2 به تدبیر و اراده اراده الهی در عالم خلقت توجه نموده، می‌فرماید ” همان خداست که آسمان را بدون ستونی که قابل دیدن باشد، برافراشت، سپس به عرش پرداخت، ماه و خورشید را مطیع و فرمان‌بردار خود ساخت که همگان تا مدت معینی در سیر و جریانند و تدبیر همه امور در دست اوست (خداوند) بدینگونه آیات خویش را تفصیل و توضیح می‌دهد تا شما به لقای پروردگارتان یقین و باور کنید”.
اوست خدای یگانه که جز او خدایی نیست و برای اوست حمد و سپاس، ابدی از نخستین روز تا واپسین روز. حکم و فرمان نیز از آن اوست و برگشت همگان هم به سوی او خواهد بود. (سوره قصص-70)

پادشاه مطلق
سوره حشر آیات 24-22 ” او همان خدایی است که غیر او خدایی نیست، اوست پادشاه مطلق، پاک و عاری از عیوب، او پناهگاه ایمنی‌بخش، حافظ و نگهبان انسانها، غالب و مقتدر به تمام معنا، محیط و مسلط به همه چیز است. بزرگوار، پاک و منزه است خداوند از آنچه به او شرک می‌وزند، اوست خدای آفریننده، ایجاد کننده، نقاش و صورتگر جهان، برای اوست اوصاف و نامهای نیک. آنچه در آسمانها و زمین است، بر او تسبیح می‌گوید و اوست خدای توانا و حکیم”.

نتیجه مطلب
این بود برخی از آیات قرآنی در مورد توحید و یگانگی خداوند متعال که به صورت یک مسئله فلسفی و عقلی مورد اثبات قرار گرفته اما جنبه اعجاز قرآن از باب معارف عقلی و فلسفی از این بابت است که آورنده این مطالب یک فرد امی و درس ناخوانده می‌باشد و علاوه بر آن این معارف در چنین سطح بالایی، کاملا متضاد با فرهنگ عصر خودش می‌باشد چرا که در آن عصر، خدا را یگانه نمی‌دانستند و خدایان متعددی را عبادت می‌کردند و برای خدا فرزند قائل بودند، و اصلا توحید را قبول نداشتند در حالی که یک فرد بیسواد با چنین دلیلهای استوار و سستی ناپذیر خط بطلان بر اعتقادات تک تک عرب جاهلی کشید.

مباحث مرتبط
• اعجاز قرآن
• آیا قرآن قابل معارضه است؟
• مقایسه‌ای بین قرآن و کتب مقدس

معنای توحید ، مقامات توحید و نکاتی در مورد شرک (مقدمه ای بر برهان توحید خداوند)
اگر معنای توحید معیّن بشود، اهمیّت آن مشخّص می‌گردد. بنابر این به روشن کردن معنای توحید می‌پردازیم: در عرف، به معنایی توحید را به خداوند اطلاق می‌کنند که عین شرک است. اگر معنای وحدت خداوند این باشد که یکی است و دوتا نیست، این با وحدت سایر اشیاء فرقی نمی‌کند. سایر اشیاء هم به این معنا واحدند. خدا یکی است، خورشید یکی است و هر موجودی یکی است، چون وحدت و وجود، مساوقند.
ممکن است کسی بگوید که توحید یعنی اینکه مشابه ندارد، یعنی شبیه ندارد، امّا می‌شود شبیه برایش فرض کرد. انّ اللّه لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء. یعنی شرک چنان نفس انسان را در مرتبه‌ی نظر ناقص می‌کند که با اینکه رحمت خداوند بی‌ انتهاست، امّا قابل آن رحمت نمی‌شود.
روایتی از امیرالمؤمنین هست که در آن می‌فرمایند چهار چیز است که می‌توان به خداوند نسبت داد؛ نسبت دادن دوتا از آنها به خداوند جایز است و دوتای دیگر، جایز نیست. آن دو که جایز نیست یکی این است که گفته شود خداوند واحد است و مقصود از آن واحد عددی باشد لأنّ ما لا ثانی له لا یدخل فی باب الأعداد و دوّم آنست که گفته شود یکی است، از باب اینکه وحدتش وحدت جنسی باشد. یعنی یک جنس عام که تحت آن انواع و مصادیق وجود دارند. امّا دوتایی که جایز است یکی ابن است که گفته شود واحدی است که در اشیاء شبیهی برای او نیست و دوّم اینکه احدیّ المعناست، بسیط است، جزء ندارد.
اگر معنای توحید معیّن بشود، اهمیّت آن مشخّص می‌گردد. بنابر این به روشن کردن معنای توحید می‌پردازیم: در عرف، به معنایی توحید را به خداوند اطلاق می‌کنند که عین شرک است. اگر معنای وحدت خداوند این باشد که یکی است و دوتا نیست، این با وحدت سایر اشیاء فرقی نمی‌کند. سایر اشیاء هم به این معنا واحدند. خدا یکی است، خورشید یکی است و هر موجودی یکی است، چون وحدت و وجود، مساوقند.
ممکن است کسی بگوید که توحید یعنی اینکه مشابه ندارد، یعنی شبیه ندارد، امّا می‌شود شبیه برایش فرض کرد. انّ اللّه لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء. یعنی شرک چنان نفس انسان را در مرتبه‌ی نظر ناقص می‌کند که با اینکه رحمت خداوند بی‌ انتهاست، امّا قابل آن رحمت نمی‌شود.
روایتی از امیرالمؤمنین هست که در آن می‌فرمایند چهار چیز است که می‌توان به خداوند نسبت داد؛ نسبت دادن دوتا از آنها به خداوند جایز است و دوتای دیگر، جایز نیست. آن دو که جایز نیست یکی این است که گفته شود خداوند واحد است و مقصود از آن واحد عددی باشد لأنّ ما لا ثانی له لا یدخل فی باب الأعداد و دوّم آنست که گفته شود یکی است، از باب اینکه وحدتش وحدت جنسی باشد. یعنی یک جنس عام که تحت آن انواع و مصادیق وجود دارند. امّا دوتایی که جایز است یکی ابن است که گفته شود واحدی است که در اشیاء شبیهی برای او نیست و دوّم اینکه احدیّ المعناست، بسیط است، جزء ندارد.
مقامات مختلف توحید
توحید مقامات مختلفی دارد.
1توحید ذاتی: یعنی توحید در وجوب وجود. یعنی واجب الوجود، واحدٌ لا شریک له فی الوجوب.
2توحید در وجود: یعنی واجب الوجود واحدٌ لا وجود لما سواه؛ سایر اشیا وجود حقیقی ندارند.
3توحید در الوهیّت: اله العالم واحدٌ لا شریک له فی الاُلوهیّه؛ این مقامی است که مشرکین مورد خطابش بودند.مشرکین توحید در وجوب را قبول داشتند[مشرکین زمان پیامبر(ع)] مشکل در وجوب ذاتی نبود بلکه مشکل در مقام تدبیر بود.یعنی آنکه خالق است آفریده امّا تدبیر و الوهیّت و ربوبیّت را به غیر واگذار کرده است. در این توحید می‌خواهیم بگوییم که لا مؤثّر فی الوجود الاّ اللّه. می‌خواهیم بگوییم که علّت، خداوند است و سایر موجودات مجاری فیض او هستند.
نکات در مورد شرک:
1اگر کسی بپندارد که خداوند عقل اوّل را آفرید و عقل اوّل، سایر موجودات را تدبیر می‌کند، این شرک است.
2آنهایی که حرف معتزله را می‌زنند امّا شعار أمرٌ بین الأمرین می‌دهند هم مشرکند.
3آن کسانی که معتقدند مصدر شرور و قبایح اهریمن است و او را مستقلاً فاعل شرور می‌دانند هم مشرکند.[ثنویّه]
4هر کسی هم که بندگاه را در انجام اعمال خودش مستقلّ بداند مشرک است.

راههای رسیدن به توحید
«والّذین جَاهَدُوا فِینا لَنَهدِینَّهم سُبُلَنا و‌إنَّ اللّهَ لَمَعَ المُحسِنین»؛و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد می‌کنند قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است».(سورهی‌عنکبوت،ایهی69)
از آنجا که واژهی جهاد در میان ما مسلمانان بیشتر بر جهاد با دشمن ظاهری اطلاق می‌شود، در مواجه با این ایهی شریفه، اولین پیامی که دریافت می‌شود،همین است که هر کس در راه خدا به جنگ و جهاد با دشمن بپردازد، خداوند او را هدایت می‌کند. علامه طباطبایی در معنای این واژه گفته است کلمهی «جاهدوا» از ریشهی «جهد» به معنای وسع و طاقت است و واژهی جهاد یا مجاهده به معنای به کار بردن آخرین حدّ طاقت و وسع در دفع دشمن و مبارزهی با او می‌باشد و جهاد بر سه قسم است: جهاد با دشمن ظاهری، جهاد با شیطان و جهاد با نفس.1
ایهی شریفه نیز همهی انواع جهاد را شامل شده و بیان می‌کند. دشمن تنها به دشمن ظاهری منحصر نبوده و بر این اساس جهاد نیز در جنگ با دشمن ظاهری خلاصه نمی‌شود و می‌فرماید: کسانی که جهادشان و نهایت سعی و تلاششان در تمامی عرصه‌های زندگی، خالصانه و در راه خدا باشد، خداوند آنها را هدایت می‌کند.با این توضیح،ایهی شریفه تمام عرصه‌های زندگی انسان را مورد نظر قرار داده ، انسان را در تمامی لحظات عمر و در تمامی فعالیت‌های زندگی به جهاد در راه خدا فرا می‌خواند و یکی از مصادیق جهاد در راه خدا عبارتست از مقابله با دشمن درون آنچنان که رسول مکرم اسلام(ص) فرموده است:«أعدی عَدوّک نفسک الّتی بین جنبیک؛ دشمن‌ترین دشمنان تو نفس تو است که میان دو پهلوی تو جا دارد».

پیام‌های ایه
مفسران در تبیین مفهوم واقعی ایه و درک پیام‌های آن چنین اظهار نظر فرموده‌اند:2با توجه به این که کلمهی «جاهدوا»هیچ قید وشرطی ندارد و شامل همهی انواع تلاشها و جهادها می‌شود و با توجه به اینکه کلمهی «فینا» یعنی «خالصاً فینا» ـ خالصانه در راه ما ـ شامل همهی راه‌هایی می‌شود که رضای خدا در‌آن است و کلمهی «سبلنا» همهی راه‌هایی را در برمی‌گیرد که به خدا و پاداش او منتهی می‌شود و نیز کلمهی «محسنین» شامل همهی نیکوکاری‌هایی می‌شود که خدا آ‌ن را تایید فرموده است معنای ایه چنین می‌شود: هر فرد مسلمانی که در راه رضای خداوند، هر تلاشی را انجام دهد ـ خواه در طریق کسب معرفت، یا جهاد با نفس یا مبارزه با دشمن یا صبر بر طاعت و معصیت، یا کسب و کار و خوردن و آشامیدن و یا انجام هر کار نیک دیگرـ خداوند او را به سوی خود هدایت می‌کند و به پاداش دنیوی، اخروی می‌رساند.در واقع می‌توان گفت: ایهی شریفه به مرتبهی اعلای تقوا اشاره داشته و ثمرهی تقوای را مطرح نموده است؛ زیرا تقوای در مرتبهی پایین عبارتست از عمل به واجبات و ترک محرّمات که این مرتبه از تقوا که ممکن است به شائبهی خودخواهی ـ و نه خدا خواهی ـ آلوده شود؛ زیرا بنده در طمع کسب بهشت و گریز از جهنم، به واجبات عمل کرده و از محرمات دست می‌شوید واین عین خود خواهی و توجه به خویش است؛ اما مرتبهی بالای تقوا عبارتست از«پرهیز کردن از غیر خدا». اخلاصی کامل و خدا خواهی به مفهوم مطلق آن که در ایهی شریفه مطرح شده است به هدایت الهی منجر می‌شود که عبارتست از درک اسرار الهی و راه یافتن به حریم ملکوت؛ زیرا انسان در این حال تحت تربیت و هدایت خاص الهی قرار می‌گیرد و این وعدهی حتمی خداوند است.انسان تمامی لحظات عمر خود را در حقیقت به عبادت خدا مشغول بوده و تمامی وظایف فردی، اجتماعی، انسانی، اخلاقی و دینی خود را با یاد خدا و با عشق به او انجام می‌دهد.نایل شدن به مقام حبّ الهی در نتیجهی معرفت و شناخت صحیح حاصل می‌شود و مؤمن در سایهی این معرفت و‌آن تقوای کامل به امنیت می‌رسد.همان گونه که امام صادق(ع) فرموده است:« هر که خدا را دوست بدارد، خدای عزوجل نیز او را دوست دارد و هر که را خدا دوست بدارد، (از وحشت قیامت) در امان است.»3
آثار حضور دائم
پیام ایهی شریفهی «الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سُبُلَنا…» دعوت به کسب درجات بالای تقوا و حضور دائم است این ایه چنین عرضه می ‌دارد که: اگر مؤمن در تمامی طرق و راه‌های زندگی خود اعم از فردی، اجتماعی، علمی، فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و…خدا را در نظر گرفته و با نیت خالص کار کند و در هیچیک از امور دنیایی و معنوی خود، غیر خدا را در دل راه ندهد و حتی انجام واجبات را برای رستن از جهنم و پیوستن به بهشت نعیم انجام ندهد، چنین مؤمنی به هدایت خاص و تربیت ویژهی الهی دست مییابد و در زمرهی محسنین قرار می‌گیرد که خداوند پشتیبان و حامی آنان است.
مؤمنی اینگونه در صف «بندگان خاص» داخل می‌شود که بنابر تصریح قرآن، شیطان را بر او تسلطی نیست:
«إنّ عبادی لَیس لَکَ علیهم سلطان4 بدان که بر بندگان (خالص) من دست نخواهی یافت (و تسلط نخواهی داشت.)مؤمنی اینگونه در سرتاسر عمر خود درصدد جلب رضایت الهی بوده و دین و شریعت خدا را زنده می‌کند. در زمرهی ناصرین خدا به شمار می‌اید که خداوند به آنها وعدهی نصرت و پیروزی داده است:«یا ایها الّذین ءامنوا إن تَنصُروا اللّه ینصُرکُم ویثَبّت أقدامکم؛5 ای مؤمنان! اگر (ایین) خدا را یاری کنید ، خدا شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد.» این ایه نیز به امر جهاد تشویق فرموده و به این مطلب تصریح می‌کند که ثبات قدم در جهاد با عنایت الهی حاصل می‌شود و ثبات قدم ، رمز موفقیت و پیروزی است. پس در همه حال و در همهی اعمال ،دین خدا را یاری کنید که خدا شما را یاری می‌دهد و رمز پیروزی را که عبارت از ثبات قدم می‌باشد به شما ارزانی می‌دارد.
صاحبان قلب سلیم
از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:ایهی«الّذین جاهدوا فینا لنَهدینَّهم سُبُلَنا و إنَّ اللّه لمعَ المحسنین» در حق ما نازل شده است.»6 و از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود:«این ایه در حق آل محمد ـ صلوات اللّه علیهم ـ و شیعیان آ‌نها نازل شده است.»7 از امام صادق(ع) نیز چنین نقل شده است که فرمود:«این ایه مختص آ‌ل محمد ـ صلوات اللّه علیهم ـ و شیعیان آ‌نهاست.»8 این رویات بیانگر این حقیقت است که امامان شیعه ، مجاهدان واقعی «فی سبیل اللّه» بوده و تمامی

لحظات عمرشان با یاد و نام و عشق خدا سپری شده است و آنها هستند که مورد تربیت و هدایت خاص الهی قرار گرفته و برخوردار از مقام عصمت می‌باشند. شیعیان نیز با تأسی به آن بزرگواران و توسل به آنها می‌توانند مدارج قرب الهی را طی نموده و به هدایت وتربیت خاص الهی دست یافته و به حقیقت توحید رهنمون شوند، ذکر«أللّهم اجعَل مَحیای مَحیا محمدٍ و آل محمدٍ و مَماتی مَمَاتَ محمدٍ و آل محمد»9 به ما می‌آموزد که تأسی از آن بزرگان در حیات و ممات،موجب راه یافتن به حقیقت توحید شده و به حیات و ممات ما رنگ الهی می‌بخشد.
پیام اجتماعی
خداوند در این ایه دو چیز را عامل هدایت و موفقیت معرفی می‌کند: 1ـ جهاد (تلاش و کوشش) 2ـ اخلاص.10 و با آوردن انواع تأکیدات، این پیام را به صورت مؤکد و حتمی القا می‌کند که تلاش توأم با خلوص نیت، حمایت و هدایت الهی را به همراه دارد و اگر امروز جوامع اسلامی از انواع عقب ماندگی‌ها و مصایب اخلاقی،اجتماعی، فرهنگی و… در رنج و مشقت هستند به این دلیل است که به یکی از این دو عامل مهم اهتمام نوزیده اند. یا تلاش و کوشش و مجاهده‌های نفسانی، علمی و فرهنگی را سرلوحهی امور خود قرار نداده‌‌اند و یا در تلاش‌های خود به دنبال جلب رضایت خدا نیستند در حالی که اگرمسلمانان با تلاشی پی‌گیر قدم در راه علم آموزی و کار و تلاش بگذارند و «قربهً الی اللّه» و به منظور نصرت دین خدا دست از تلاش برندارند، این وعدهی مؤکد الهی است که موفقیت و پیروزی به آنان روی خواهد آ‌ورد.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق رایگان کار با مولتی متر فایل ورد (word) دارای 3 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق رایگان کار با مولتی متر فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق رایگان کار با مولتی متر فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق رایگان کار با مولتی متر فایل ورد (word) :

ممکن است که ترس از برق گرفتگی و یا هر حادثه ای دیگر سدی برای کنجکاوی شما گردد. اما در واقع چنین نیست . با رعایت کردن کلیه نکات ایمنی بی شک شما نیز می توان از لذت کشفیات جدید و یا حتی شنیدن صدای یک بوق ساده که ساخته دست خود شماست برخوردار گردید.

مولتی متر: مولتی متر ها امروزه در انواع مختلف دیجیتالی با قابلیت های متفاوت در بازار یافت می شود. برای شروع بد نیست با ساده ترین آن مولتی متر selector ی کار خود را آغاز کنیم. در شمای کلی این دستگاه یک صفحه مدرج به همراه یک selector مشاهده می کنید. همانطور که از اسم آن مشهود است این دستگاه برای اندازگیری کمیت هایی مانند اختلاف پتانیسل- مقاومت- جریان طراحی گردیده و برای استفاده از selector دستگاه به ترتیب بر روی واژه های volt- ohm – ampere کمک گرفته می شود.


لازم به تذکر است روی دسته سلکتور نشانگری مو جود است که تعیین کننده دامنه کاری در اندازگیری های شما می باشد.
این دستگاه نیز مانند هر سیستم دیگری دارای دو ترمینال آند و کاتد می باشد. برای استفاده صحیح از دستگاه بایستی سیم مشکی را به ترمینال منفی و سیم قرمز را به ترمینال مثبت متصل کنید. حال دکمه power دستگاه را زده و هر نوع اندازگیری را می توانید شروع کنید.

حال فرض می کنیم که مقاوتی را که می خواهیم آزمایش کنیم 100 اهم باشد. با تو جه به اینکه سلکتور روی 1*R ایستاده عقربه عدد 100 را نشان میدهد و چنانچه رنگهای روی مقاومت پاک شده باشند در خواهیم یافت که مقاومت ما 100 اهمی است ولی اگر مقاومت ما از 5 کیلو اهم بیشتر باشد عقربه تقریبا روی علامت بینهایت می ایستد و ما در این مبنا نمی توانیم مقدار مقاومت را بخوانیم . از این رو سلکتور را روی R*10 قرار میدهیم.
R*10 به این معنی است که اگر عقربه هر عددی را نشان دهد آن عدد باید ضربدر 10 شود تا مقدار اصلی مقاوت را بتوانیم بخوانیم.

به عنوان مثال اگر مقاومت ما 10 کیلو اهم باشد عقربه روی یک کیلو اهم می ایستد و اگر یک کیلو را ضربدر 10 کنیم مقدار اصلی مقاومت که همان 10 کیلو اهم است به دست می آید. در این ردیف Range یا مبنا نیز بیشتر از 50 کیلو اهم را نمی توان خواند. پس اگر مقاومت ما از این مقدار بیشتر باشد باید سلکتور را روی R*100 قرار دهیم و همانطور مانند قبل هر چه عقربه نشان داد باید این دفعه ضربدر 100 کنیم.

مطلبی را که باید یاد آور شویم این است که هر وقت ما مبنا و یا رنج را در قسمت آزمایش مقاومتها عوض کنیم باید عقربه را میزان یا Adjust کنیم.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق سرگذشت دانش پزشکی تا رنسانس فایل ورد (word) دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق سرگذشت دانش پزشکی تا رنسانس فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق سرگذشت دانش پزشکی تا رنسانس فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق سرگذشت دانش پزشکی تا رنسانس فایل ورد (word) :

تاریخ‌شناسان بر این باورند که انسانهای کنونی فرزندان نیاکانی هستند که روزگارانی در دشتهای پهناور و شکاف کوههای بلند به سر می‌بردند.
دگرگونی زندگی، که آدمیان به جای بهره‌گیری از توان جسمی خود، از نیروی خرد خویش یاری بگیرند، و از میان دشتها و درون شکاف کوهها به شهرهای پرشکوه بیایند، هزاران سال طول کشیده‌است.
آدمی در روزگاران قدیم بر روی زمینهای سرد و خیس (مرطوب) می‌زیست و با حیوانات خطرناکی که در اطرافش بودند، دست و پنجه نرم می‌کرد. در آن روزگاران، مردم حیوانات را شکار می‌کردند تا گوشتشان را بخورند. استخوانهای همان حیوانات وسیله شکار و پوست آنها لباس انسانها بود. انسانها در گروههای بسیار کوچک زندگی می‌کردند و مانند فرزندان امروزی خود سخن گفتن نمی‌دانستند و با صداهای مبهم فریاد مانند، چیزهایی را به یکدیگر می‌گفتند، و بیشتر با اشاره دست چیزهای ساده را بیان می‌کردند.
نیاکان ما که در روزگاران پیش از تاریخ زندگی می‌کردند، به سه چیز بسیار مهم، پی برده بودند. یکی اینکه استخوانهای درشت و نوک تیز، ابزار مفیدی است که می‌تواند سلاح نبرد نیز قرار گیرد. سپس دریافتند که می‌توان دسته‌ای نیز برای آن ابزار یا سلاح فراهم کرده تا بهتر به کار گرفته شود. کشف آتش گام بعدی آنان بود. بوسیله آتش، آدم توانست خوراک خود را پخته، بخورد. آتش وسیله‌ای تازه بود که می‌توانست از هجوم حیوانات درنده نیز جلوگیری کند.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله عارف قزوینی فایل ورد (word) دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله عارف قزوینی فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله عارف قزوینی فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله عارف قزوینی فایل ورد (word) :

خیلی متأسفم از اینکه دوره عمر به تأسف گذشته خود را که از شدت پریشانی و بدبختی همیشه میل داشته ام فراموش کرده باشم به اختصار هم ننوشته که پس از مرگ من چهار نفر از دوستان یا علاقمندان به این آب و خاک یا اشخاص بدبخت و بد زندگانی مانند من بدانید از دست زندگی به من چه گذشته است، خدایا وجدان خود را به شهادت می طلبم که آنچه را می نویسم عین حقیقت است. پس اگر در غزلی گفته شده است:
محیط گریه و اندوه و غصه و محنم کسی که یک نفس آسودگی ندید منم
دروغ نگفته یا اینکه اگر در غزل دیگری دلتنگی و شکایت به این زبان کرده:
به مرگ دوست مرا میل زندگانی نیست ز عمر سیر شدم مرگ ناگهانی نیست!

تحقیقا” پاس شرافت دوستی را منظور داشته آن چه گفته ام خلاف نبوده است. به همان عالم محبت که خط سیرم از اول عمر در این عالم بوده و همیشه او را محترم و مقدس داشته ام، قسم که زندگانی نه چنان در دوره زندگی بر من تنگ گرفته که تنها می خواستم از تاریخ یک چنین زندگی ننگین کسی مطلع نشود بلکه میل داشتم چند غزل ناقص هم به کلی از بین رفته به هیچ وجه از من در صفحه تاریخ ایران که این اوقاتش اسباب شرمندگی آیندگان است باقی نماند و شاهدم این شعر است:

خوشم که هیچ کس از من دگر نشاند ندهد به کوی عشق نشان،به زبی نشانی نیست در این مدت یا به واسطه لاابالی بودن یا به جهت همین عقیده که نوشته شد هر کدام از دوستان خواستند اشعار پراکنده مرا که ده یک آن دست آمدنی نیست جمع کنند حاضر نشده ولی در اسلامبول برای قولی که به حضرت آقای رضا زاده شفق داده صرفنظر از عالم محبت وارداتی که به ایشان داشته و تا زنده ام خواهم داشت او را چنان شناخته ام که ایران باید سالها به وجود یک چنین فرزند افتخار کند، این است بر سر قول خود ایستاده حتی الامکان ساعی خواهم بود قولی که به حضرتشان داده خلاف آن نکنم، پس همین است که مرا وا داشته است با پریشان خیالی که سالهاست دست از خصوصیت من بر نداشته و من هم دوستی او را مغتنم می شمارم که با هزار عیبی که از برایم شمرده می شود من جمله بد اخلاقی است بی حقوقم نگویند با او همراهی کرده تا اینقدر هم جلوگیری از زبان تندگویان کرده باشم.

شروع می کنم به مختصری از تاریخ زندگانی خود همین را مقدمه ساخته، برای آنچه ساخته شده است به جمع آوری آن پردازم در ابتدا نیز معذرت می خواهم از آن چیزی که معذرت خواستنی نیست و آن این است که اگر نتوانستم، از عهده تعیین روز و شب یا ساعت، یا دقیقه ای که از کتم عدم قدم به عرصه وجود گذاشته به خوبی برآیم تقصیری از برایم نخواهد بود برای اینکه:
بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست
اغلب مردم این مملکت از تاریخ تولد خود بی خبرند بدبختانه یک ملتی که از تاریخ ملیت و قومیت خود بی اطلاع باشد چه اهمیتی خواهد داشت اگر تاریخ تولد خود را نداند مکرر دیده و شنیده شده است که از یک مرد هفتاد ساله سؤال شده است: از عمر شریف چه می گذرد؟ در جواب گفته است: وقتی که خاقان مغفور به تخت نشست و تاج سلطنت بر سرگذشت من پنج ساله بودم، یا اینکه در سفر اول شاه شهید تازه عروسی کرده بودم. همچنین اگر از مادری بپرسند: پسرت چند سال دارد؟ خواهد گفت این گل سرخ که بیاید پا به چهارده خواهد گذاشت. پس من هم از روی همین پر گرام آباء و اجدادی ممکن است تاریخ خود را معین کنم.

اسمم ابوالقاسم تولدم در قزوین پدرم ملا هادی وکیل، می توانم بگویم نطفه من به بدبختی بسته شده است برای اینکه از زمان طفولیت که در کنف حمایت و تربیت پدر و مادر زندگی می کردم به جهت خصومتی که ما بین پدر و مادرم از اول عمر بوده است من و سایر برادرهای بدبختم همیشه مثل این بود که در میان دو ببر خشمگین زیست و زندگی می کنیم چون می دانم بیشتر پدر و مادرها در ایران به واسطه آشنا نبودن از بدو زناشوئی اخلاقشان به همدیگر، همه در یک ردیف هستند، اولادهای زبر دست این پدر و مادرها را همچون با خود شریک و همدرد می دانم از شرح آن خودداری کرده واگذار به درد دل و ذوق ایشان و خوانندگان می کنم. یاد ندارم تاکنون اسم پدرم را بخیر و خوبی برده یا اینکه از برای او طلب آمرزش کرده باشم و تمام بدبختیهای خود را در دوره زندگانی از او می دانم. برای یک ساعت خوشی که در واقع بدترین ناخوشیها بوده است که سعدی می فرماید:
به رغبتی شهوت انگیختن به رغبت بود خون خود ریختن

مرا یک عمر دچار زندگانی ننگینی کرده است که هر ثانیه آن مرگ مجسمی است در این محیط مسموم خاصه در دوره ای که ننگین کننده دوره های زندگانی بشر است. پدرم دارای شغل وکالت بود، من از طفولیت حس کرده بودم که این اسم اسباب نفرت مردم است، پس از عمری تجربه که از اوقات کودکی این اسم ننگین در گوش و مغزم جای گرفته است حالا خوب فهمیده ام که هر که دارای این شغل شد از هیچ گونه خیانتکاری مضایقه نخواهد کرد مثل اینکه بیشتر اشخاص خائن به این آب و خاک مردمانی بوده اند که خود را نماینده و وکیل ملت معرفی کرده خصوصا در این دوره که دوره چهارم مجلس است که همه می دانند خیانتی که در این دوره به دست وکلای دروغی یا وکلای کاندید های سفارت انگلیس یا اشرف ;.. به این مملکت ستمدیده شده از اول انقلاب ایران تاکنون در هیچ دوره ای نشده است. من و هر ایرانی علاقمند به ایران می دانیم رئیس الوزرائی قوام السلطنه بعد از آن جنایت و خیانت به این آب و خاک و آن خیانتکاریها که فی الواقع تاریخ یک ملتی را لکه دار کرده، به مراتب ننگین تر از حرکات اسمعیل آقا است. باعث کشته شدن سردار با افتخار ایران کلنل محمد تقی خان نیز همه می دانند قوام السلطنه شد.

برای یک خیانتی که از پدرم نسبت به مادر خود دیدم چون وکیل بود با اینکه پدر من است از مرده او هم صرفنظر نمی کنم که مردم بدانند مرده وکیل خائن به وطن را ولو اینکه پدر انسان هم باشد باید از قبر بیرون کشید و یا همان نفط شمال که در باب آن هم دارند هزار قسم خیانت به ایران می کنند آتش زد تا کرسی نشینان آینده تکلیف خود را بدانند. برادر مادرم دارای چهار شاهی مال بود، دو نفر صغیر داشت که آنها را به مادر من سپرد که پس از خودش با آنچه از او باقی مانده صغیرهای او را اداره کند این مال را پدرم به حیله های شرعی از این زن بیچاره بدبخت انتقال گرفته و حال آن دو نفر صغیر چه شد؟ خدا می داند! اثر همین مال حلال بود که مرا باعث و بر همزن آشیانه پدر و بدبخت کننده سه نفر دیگر کرد. کار به جائی کشید که من نخواستم بفهم روزگار برادرهای من به کجا کشید، به آن کسی که فردوسی می گوید:
« ندانم چه ای هر چه هستی توئی»

قسم است که هر وقت به این خیال افتاده دچار عذاب وجدانی، که اروپائیها آن را در نمایش و تئاتر و سینما به اشکال مختلف نشان داده و عقیده ایشان این است که جهنم همان عذاب وجدانی است، گشته و خود را در جهنم واقعی می بینم و یقین دارم چنانچه از اول عمر تا کنون چندین خلاف از من سر زده باشد که خود را طرف انتقام و مکافات طبیعت قرار داده باشم اولین آنها همین بوده است، طبیعت هم در عوض با من معامله غریبی کرد با چندین نفر مأنوس شدم که هر یک از آنها دوست و رفیق مهربانتر از برادری برای من بودند خود را کشتند و هر کدام به نوبت روزگارم را تیره و تار کردند، یکی مرتضی خان نوه حاجی ملا عبدالوهاب بهشتی بود که جزو علماء و مجتهدین قزوین بود که مردم معتقدش بودند. با این جوان از طفولیت دوست و دریک مدرسه شب و روز روزگار گذرانیده بعد از جدش صاحب مکنتی گردید و آن مال جمع شده و اندوخته از ممر خلال را صرف مجراهای غیر مشروع کرد. در آن موقع که او مشغول لهو و لعب و اتمام مال حلال خود بود من به کلی از او کناره جوئی کردم بعد از یک دو سال که در تهران بودم نوشتند هر دو چشمش به واسطه مرض سفلیس نزدیک به کور شدن است او را به تهران خواسته در معالجه او از هیچ چیز مضایقه نکردم. مدتها بلکه سالها با هم بودیم، اوایل انقلاب مسافرت قزوین کرد و به معاشرت قاضی ارداقی داخل آزادی خواهان شد فقط آزادی خواه حقیقی واقعی که از قزوین دیده شد این جوان بدبخت بود.

این غزل را بعد از خودکشی مرحوم مرتضی خان ساخته ام:
به مرگ دوست مرا میل زندگانی نیست ز عمر سیر شدم مرگ ناگهانی نیست
دومی مرحوم محمد رفیع خان بود که هشت سال شب و روز حشرم با او و اغلب محل آسایشم در منزل او بود، و هم از جوان هایی بود که طبیعت در خلقت او قدرت به خرج داده بود.
سومی عبدالرحیم خان جوان بیست و پنج ساله بود که در یکی از سفرهای اصفهان از من خواهش خارج شدن از اداره ژاندارمری را کرد من نیز او را به زحمت خارج کردم برای شکرگزاری این کار که آن وقت خالی از اشکال نبود دست از من نکشیده کارش به فرونت کشید خود را در قصر کشت، فوق العاده حساس وعلاقمند به ایران بود من هم بعد از کشته شدن او بیشتر از آن قدری که خواهش دل او بود اهمیت داده کارم به جنون کشید بعد از چند روزی که قدرت نشستن در کالسکه پیدا کردم از برای معالجه به بغداد آمدم، مرحوم حیدرخان عمو اوغلی که اسم او را تاریخ ایران فراموش نخواهد کرد به شخصی مواظب حال و طیب و منزل من شد. این غزل را بعد از خودکشی این جوان ساخته و حال شرح دادن اینکه بعد از آن اتفاق ناگوار به سر من چه گذشته است هیچ وقت ندارم، مطلع غزل این است:
جور این قدر به یک تن تنها نمی شود گوئی اگر که می شود، حاشا نمی شود

بعد از مراجعت از بغداد و باز کردن پای دشمنی مثل ترکها به ایران که در آن موقع خیانتی از آن بالاتر نمی شد به جهت حال نفرتی که از جنس بشر داشتم تا چه ماند به کسانی که خیانت ایشان به آب و خاک واضح و این سفر را هم سفر تجارت یعنی وطن فروشی دانسته و آن اشخاص را هم تاجر خائن می دیدم (اگر چه خود من هم بعد از بازگشت از بغداد با همین پول تجارت گذران می کردم از تهران تا موقع مراجعت از بغداد خیلی هم از گرفتن این پول حلال تر از شیر مادر پرهیز داشته و سعی هم کردم شاید خود را آلوده نکنم نشد) بسیاری هم از این تجارت سودمند سود نبرده ضرر کردند از جمله آنها دوست زنده من میرزا حبیب الله خان خوانساری رئیس گاری خانه قم و یکی هم دوست بدار آویخته به جرم ایران پرستی مرحوم حسین خان الله (که حقیقتا” شریف بود و خرج او هم در مدت توقف کرمانشاهان با من) بلی بدین جهت از مردم دوری جسته وبا بی حقوقترین حیوانات که گربه باشد خود را مأنوس و مشغول کردم بچه گربه ملوس از نژاد آن گربه که عبید زاکانی تعریف آن کرده و «مادرم و عقاب پیشانی» گفته است بود با تفاوت اینکه این گربه روباه دم و عقاب پیشانی بود. هزار بار کار عشقم با این گربه بالاتر از گربه معروف ببری خان ناصرالدین شاه شد. این حیوان مثل این بود که می خواست حیوان دیده و شنیده بودم مثل این بود که تمام تهمت و افترا بوده است شبی که صبح آن موقع فرار و عقب نشینی بود برای انس فوق العاده ای که به این حیوان پیدا کرده بودم طبیعت را طرف حمله و مخاطب ساخته، آنچه نا گفتنی بود گفته و به قدری کریه کردم که چشمه چشمم خشکید، در آخر گفتم من با یک گربه هم مأنوس شدم او را هم نگذاشتی چند روزی به حال محبت با من باشد به این بی رحمی از من دورش کردی.

باری در این پنج شش ماه مرحوم حسین خان که اگر حمایت من نبود هیئت دولت موقتی کرمانشاهان بدارش آویخته و زحمت وثوق الدوله را کم کرده بودند با من مأنوس بود همینطور من هم از دوستی و مصاحبتش خوشوقت بودم آنی از من غفلت نداشت حتی در موقع خواب، هنگام حرکت به طرف استانبول به جهتی میل آمدن نکرد ولی من آنی بی خیالش نبودم البته این حال در او بیشتر بوده است نمی دانم بر من چه گذشت آن روزی که در خیابان اپرای استانبول شنیدم در ایران وثوق الدوله او را به دار زد فورا این شعر به خاطرم آمد:

بیدار هر که گشت در ایران رود بدار بیدار و زندگانی بیدارم آرزوست این شعر را غزلی ساخته آن غزل را هم در خراسان حسب الامر بزرگترین سردار با افتخار ایران حضرت کلنل محمد تقی خان موقعی که میل کردند با بودن من نمایشی به جهت ساختن مقبره فردوسی علیه الرحمه داده شود و معلوم نشد آن پولها را هم کدام با شرقی خورد چند شعری بر آن افزوده در آن نمایش خواندم. مقصود داغ هر یک از این دوستانی را که اسم بردم برای بدبختی و آتش زدن به خرمن هستی خود تا آخرین نفس کافی دانسته و ممکن نبود فکر یک تن آنها را از مغز و دماغ خود خارج کنم ولی بدبختانه بعد از واقعه خراسان و در واقع لطمه بزرگ به همه چیز ایران می گویم:
غم عشق آمد و غمهای دگر از دل برد سوزنی باید کز پای برآرد خاری

می توانم بگویم اتفاق خراسان کمرم را شکست و قوای من به کلی به تحلیل رفت. به عقیده من از عهد نادر تاکنون ایران کمتر همچو آدم فوق العاده ای دیده، از اول انقلاب ایران تا این آن هر چه بود همین بود.
به جز از عشق که اسباب سرافرازی بود آنچه دیدیم و شنیدم همه بازی بود
من هیچ وقت خودم را لایق اینکه در موضوع این شخص فوق العاده سخن گویم نمی دانم، تاریخ روزگار مرام و عقیده و خیالات مقدس او را در باب ایران نخواهد گذاشت از بین برود و همین قدر می دانم بعد از او امید من از هر جهت ناامید شد برای اینکه در این مدت او را دیدم و بس ناجی ایرانش می دانستم.

پر، پرت شدم موضوع از دست رفت، پدرم به اندازه استعداد دماغ من از تربیت من غفلت کرد ولی به قدر گنجایش کله خود و تربیت آن زمان کوتاهی نکرده در دو چیز بیشتر ساعی بود: یکی در خصوص خط که آن اوقات گفته می شد «حسن الخط کمال المرء» دیگر در باب موسیقی. در سن سیزده سالگی به اولین معلم موسیقی مرحوم حاجی صادق خرازی که در اعداد محترمین قزوین شمرده می شد مرا سپرده چهارده ماه در خدمت استاد بزرگوار خود به تحصیل این علم کوشیدم اگر تحصیلات آن وقت را به همان ترتیب که نوشته بودم یعنی آن کتابچه را که به دستور معلم خود که به مناسبت هر آوازی شعری داشت امروز داشتم خیلی چیزها از آن فهمیده می شد چون دارای حنجره داودی بودم که می توان گفت معجزه یا سحری بود همین اسباب شد که پدرم به طمع افتاد از برای خطاهای خود که در دوره زندگی به واسطه شغل وکالت مرتکب آنها شده بود جلوگیری از آنها کرده باشد هیچ بهتر از این ندید مرا به شغل روضه خوانی وادار کرده باشد.

من در آن موقع ناچار از قبول آن بودم این بود مقدمتا” به قول ساز زنهای حالیه از برای «پیش درآمد» روضه خوانی که نوحه خوانی است مرا سپرد به مرحوم میرزا حسین واعظ پسر حاجی ملا نوروز قزوینی که مردی فاضل و ادیب و در عصر خود بی نظیر بود. دو سه سال در پای منبر مرحوم میرزا حسن مشغول نوحه خوانی بوده و بیشتر نوحه ها را هم از قبیل « محرم زینب رسیده وقت سواری، بر شتر من نه محمل و نه عماری» خودم ساخته و می خوندم در عوض اینکه در ایران به این وسعت، چنان دایره زندگانی بر من تنگ شده است که از داشتن یک اتاق گلی محروم ماندم ولی هزار شکر برای آخرت صرفنظر از عمارات عالی که به جهت خود تدارک کرده و هم ممکن است بسیاری از دوستان خود را مجانی در آن خانه ها نشانده و با کمال خجلت عرض کنم:

درعوض دل ز دوست هیچ نخواهم خانه مخروب ما اجاره ندارد
مرا ز عشق وطن به این خوش است که گر ز عشق هرکه شوم کشته زاده وطن است پدر با داشتن دو پسر از من بزرگتر چون مرا روضه خوان خیال می کرد، وصی خود قرار داده اول خواهش او در وصیتی که کرده بود فرستادن نعش او بود به کربلا، طناب خود را از زیر آن بار کشیده و این کار را واگذار به ملک نقاله کردم چه که خدا نکرده اعمال او اگر خوب نبود او را عودت می دادند اولا پی سایر مرده ها چون او را به این افتضاح جواب داده بودند اسباب سر شکستگی بود فقط یک زحمت و خرج کردن من مانده بود دوم اینکه در جزو وصیت کرده بود که ثلث او را خرج و صرف روضه خوانی کنم باغاتی که به جهت صرف این کار معین شده بود آنها را تمام اجاره دادم.

و اینک از روح پدر خود طلب آمرزش کرده و می خواهم هر گاه تقصیری از من در این باب سر زده است عفوم فرمایند و بدانند نان به نرخ روز خورده می شود هر روز بلکه هر ساعت دارای یک مقتضیاتی است که نمی شود جز آن کرد مثل اینکه در چنین عصری هر گاه او به جای من بود البته راضی نبود استخوان من در خاک بیگانه خاک شود گمان می کنم اگر روح در عالم باقی باشد آن روح را با خرافات بستگی و علاقه نباشد بنا به عقیده خود من روح پدرم به آن سبب از من شاد و خوشوقت باشد والا اگر خدای نخواسته غیر از این باشد تمام بدبختهائی که از اول عمر تاکنون دچار و گرفتار آن بوده ام بایست از این نقطه نظر دانست که برخلاف میل و عقیده پدر رفتار شده است پس قربان روح آن پدری که پسر او هم روح او را شاد خواسته و عقیده پدر خود را آشکار کرد.

روح پدرم شاد که می گفت به استاد فرزند مرا هیچ نیاموز به جز عشق
در واقع با اینکه جز آسایش اولاد هیچ نمی خواهد این پدر بیچاره راضی بوده است اولادش به بدترین بدبختیهای دنیا که عشق است گرفتار و به پای خود رو به هلاکت برود ولی نخواسته است دچار مشکلات خرافات و موهومات گردد من نیز از ایام کودکی تا هنگامی که عشق به وطن عزیز خود پیدا کردم که هر عشقی جز این عشق (عشق نبود عاقبت ننگی بود) کمتر وقتی بوده است که بی عشق و محبت زیست کرده بعد از عشق وطن هم اگر سرگرمی به جائی یا دلباختگی به هوائی داشته بهانه ام این بوده است
مرا ز عشق وطن دل به این خوشست که گر ز عشق هرکه شوم کشته زاده وطن است
تحصیلاتم در همان مدارس که یغما می گوید:
مردم مدرسه را خوب شناسد یغما کافرم من اگر این طایفه;. دارانند
بوده است و همچنین خواجه رفتن میکده را به این مدرسه ترجیح داده می فرماید:
بیا بمیکده تکلیف، شیخ مدرسه را که او به وسوسه کار باطل افتاده است
یکی از متأخرین گفته است:
مکن بمیکده تکلیف، شیخ مدرسه را پی مباحثه بی دلایل افتاده است
خود ساخته ام:
گرفته نور جهان تاب علم عالم و شیخ پی مباحثه بی دلایل افتاده است
علت تکلیف کردن حضرت خواجه به میکده و منع از مدرسه را وقتی فهمیدم که:
در میکده از من نخریدند به جامی آن علم که در مدرسه آموخته بودم

در یک چنین مدرسه ای که ممکن است دنیائی برای تحصیل بد اخلاقی در آن داخل شده دیپلم گرفته خارج شوند تحصیل مقدماتی کرده به نحوی که ذکر شد تحصیل صرف و نحو کرده به کفش من هم کس جرأت کفشک گفتن نداشت از وقتی که چشمم به خط فارسی آشنا شد و پس از خواند گلستان حضرت شیخ سعدی بی نهایت میل به کلیات سعدی پیدا کرده اغلب غزلیات سعدی را در زمان کودکی حفظ داشته و همان اوقات هم گاهی شعر می ساختم تا سفر استانبول گمان ندارم موده غزلی نگه داشته باشم ولی بعد از مراجعت کمتر وقتی شده است اگر یک شعر هم ساخته آن را از خود دور کرده باشم ولی آنچه را که در قسمت اول جوانی که بها زندگانی است در قزوین ساخته ام به کلی فراموش کرده و از بین رفته است ولی به جهت نمونه طبع و ذوق آن اوقاتم قصیده ای را که یادگار بهار عمر است و در سن شانزده هفده سالگی ساخته و اتفاقا” بیشتر آن هم در نظرم مانده است در این فصل خزان عمر به تأسف گذشته می نویسم:

باز از افق هلال محرم شد آشکار باز ابر گریه خیمه فکن شد به جویبار
خط شکسته گر طلبی لوح دل نگر مکتوب گشته دل مشکن دل به دست آر
اشعار آن وقتم مثل سایر اوقات به کلی از بین رفته است از وقتی که شروع به گفتن اشعار و سرود های وطنی کردم چندان دلتنگ نبودم از بین رفتن آنها بلکه دلتنگ از این شدم که چرا غیر اشعار وطنی و سرود های ملی چیز دیگر ساخته ام.
در سن هفده هیجده سالگی از این مدرسه به این ترتیب که عرض شد با یک نخوت و غروری خارج شدم از زمان طفولیت چندین مکتب رفته و پیش سه نفر معلم خوش خط تحصیل کرده و اسامی محترمشان را در این صفحه از برای زینت ذکر خواهم کرد.
حضرت استادی جناب آقا شیخ رضای خوشنویس شکسته و نستعلیق هر دو را خوب می نوشت، حضرت محمد رضای کتابفروش که مردی کامل و ادیبی فاضل بود شغلش کتابفروشی و مرا به خصوصیت پدرم تعلیم می داد.

حضرت آقا شیخ علی شالی معروف به سکاک این آدم را می توان گفت مجسمه صنعت بود چهار پنج خط خوب می نوشت، نقاشی خوب می کرد در آن وقت صورت هر کس را شبیه می کشید، یاد دارم وقتی دوچرخه کوچکی ساخت و آن را کوک کرده چند قدم حرکت می کرد، دعوی این هم می کرد که هر گاه دولت مخارج مرا متحمل شود و پر ساخته با آن جعفر طیار پرواز خواهم کرد. منبت کاری خیلی خوب می کرد با استخوان شیر قلمدانهای خیلی اعلی می ساخت هنوز در قزوین قطعات او که به خط جلی نوشته و از میان آنها گل و برگ و صورتهای مختلف اشعار سفید بیرون آورده است زیاد است هر گاه بخواهم در خصوص این مجسمه صنایع مستظرفه چیز بنویسم خود آن کتابی خواهد شد مقصود از زمان طفولیت تا زمانیکه از قزوین خارج شدم با این معلم محترم خود مأیوس بودم، زنی داشت که به واسطه انس و زیاد دیدن، با من حال یکی از محارم نزدیک را پیدا کرده بود حاجی رضا خانی بود افشار که به واسطه شرارت دو پسرش، ترک علاقه از بوئین زهرا که یکی از بلوکات قزوین است کرده و علاقه زیادی که در آنجا داشت گذاشته در شهر نزدیک خانه معلم من خانه گرفت دو سال بود

در قزوین توقف کرده زندگی می کرد دختری داشت فوق العاده خوشگل که زبان از بیان و قلم از تحریر ظرافت او عاجز است اتفاقا” این دختر را با زن معلم من الفتی بی نهایت بود روزی برایشان نمی گذشت که آن روز را به خصوصیت و دوستی یکدیگر بسر نبردند. شبی را در منزل معلم خود دعوت داشتم صحبت از خوشگلی این دختر به میان آمد کار تعریف به جایی کشید که به قول رمان نویسها و قصه سرایان ایران من یک دل نه بلکه صد دل عاشق دل باخته دختر شدم با یک حال یأس و ناامیدی از خواهر خود که زن معلم باشد خواهش کردم که بیش از این تعریف لازم نیست اگر ممکن می شود این دختر را از برای من بگیر که یک چنین دختری به این خوشگلی سزاوار است زن یک نقاش یا شاعری باشد مثل این بود که او هم دنبال همچو حرفی می گردد از فردا کمر برای این کار بسته و آنی راحت ننشست ولی قبلا” از او خواهش کرده بودم که در هر صورت باید دختری را که در زندگانی با من شرکت خواهد داشت ببینم روزی مرا در اتاق پنهان کرد و آن دختر بی خبر به منزل ایشان ورود نمود در صورتی که بی اطلاع بود از اینکه چه کسی را صید کرده یا به دام کدام صیاد گرفتار خواهد شد در نظر اول حس کردم که از این دیدن، از هر قبیل بدبختی بی نصیب نخواهم ماند حقیقتا”:
روز اول که دیدمش گفتم آنکه روزم سیه کند این است

همین طور هم شد دیگر از آن ساعت یک ثانیه آسایش در خود ندیدم از طرفی هم این خانم، مادر دختر را ملاقات کرده چیزهایی از من گفت که هزار یک آن در وجود من وجود نداشت از سمتی هم همه روزه در ملاقات دختر گوش او را از حرف و دل او را از محبت من پر کرد می توان گفت هر دو یک حال داشتیم پس از مدتی مذاکرات کار به اینجا کشید که حاجی رضا خان از قلعه که یکی از دهات او بود مراجعت کند دیری نکشید که حاجی خان آمد که ای کاش خبر مرگش آمده بود آن وقت لازم بود با ایشان یک مردی داخل مذاکره شود معلم بزرگوار من با سابقه آشنائی که با ایشان داشت حاجی خان خواست داماد خود را دیده باشد از معلم من و من دعوت کرد اتفاقا” آن شب سخن از شعر به میان آمد غزلی را که در آن اوقات شاید به همین مناسبات ساخته بودم با آهنگی که از ته دل بیرون آمده و خبر از عشق می داد خواندم در صورتی که دختر خود را سرا پا گوش ساخته در پس پرده ایستاده بود صبح آن شب خبردار شدم که حال شب او مفاد این شعر بوده است:
همه جا قصه دیوانگی مجنون است هیچکس را خبری نیست که لیلی چونست


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود کارآموزی عمران – پروژه ساختمانی 110 واحدی فایل ورد (word) دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود کارآموزی عمران – پروژه ساختمانی 110 واحدی فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود کارآموزی عمران – پروژه ساختمانی 110 واحدی فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود کارآموزی عمران – پروژه ساختمانی 110 واحدی فایل ورد (word) :

دانلود کارآموزی عمران – پروژه ساختمانی 110 واحدی فایل ورد (word)

سپاسگزاری :
با نام و یاد خداوند متعال که در تمام مراحل زندگی پشتیبان من بوده است ، امیدوارم تلاش و کوشش همه دانش پژوهان ، گامی موثر در راه پیشرفت و ارتقاء علم و دانش و آبادانی این مرز و بوم باشد .
در این جا لازم می دانم که از استاد ارجمند جناب آقای دکتر رعیتی و جناب آقای دکتر
شوش پاشا مدیر محترم شرکت خانه عمران ، به خاطر همه راهنماییها و لطف و عنایتی که در این مدت به بنده داشته اند صمیمانه تشکر وقدردانی نمایم .

ضمن تشکر ازمسئولین محترم سازمان همیاری شهرداریهای استان مازندران ، علی الخصوص جناب آقای مهندس اسلامی که زحمات زیادی برای آموزش هر چه بهتر اینجانب کشیده اند.

مقدمه :
وجودمسکن و سرپناه مهمترین رکن اساسی هر جامعه بشری می باشد ، امروزه رشد چشمگیری در ساخت و ساز در شهرها می بینیم .
آیا این ساخت و سازها همگی اصولی می باشند وا گر ساختمانی اصولی بنا نشود چه در اثر یک حادثه طبیعی و یا غیر طبیعی ، خسارت های جانی ومالی در پی خواهدداشت .

درمحیطهای آکادمیک همچون دانشگاه بیشتر به بررسی مسائل تئوریک می پردازند و لی در اجرا وعمل مسائل مختلف و متفاوتی مطرح است .
دوره کارآموزی فرصت مناسبی برای بکار گیری آموخته های تئوری در اجرای آشنایی و کسب تجربه می باشد .

معرفی پروژه :
پروژه ساختمانی 110 واحدی سازمان همیاری شهرداریهای استان مازندران :
این واحدهای مسکونی درحال ساخت ، واقع در کمربندی امیرکلا جنب ام ارآی بوده و شامل 2 بلوک شمالی و جنوبی در ساختمان های 7 طبقه در زمینی به مساحت 5400 متر مربع شروع به ساخت شده است.
البته 50 درصد( 2700 مترمربع ) از این زمین به احداث بنا اختصاص داده شده است .
این مجتمع بزرگ مسکونی دارای چندین فروشگاه وبانک و امکانات رفاهی دیگر بوده و یک لابی و سالن اجتماعات نیز برای این طرح در نظر گرفته شده است .
مطالعات ژئوتکنیک :
در ابتدا پس از پاکسازی زمین محل احداث ساختمان و تعیین بر پروژه محل گودبرداری را با رنگ ریزی مشخص می نمایند . سپس شروع به گودبرداری کرده وتا ارتفاع مورد نظر خاکبرداری می نمایند .
در این پروژه طبق آیین نامه مطالعات ژئوتکنیک انجام گرفته و پس از بررسی خاک محل و سطح نوسانات آب زیر زمینی ، نظر بر این قرار گرفت که برای کاهش سطح آب زیر زمینی از چاه های زهکش استفاده نمایید که در زیر فونداسیون این ساختمان ها چاه هایی به قطر 25 سانتی متر حفر شده است و در درون آن ها از سنگ های درشت دانه و مخلوط استفاده شده و

سپس بر روی این چاه ها یک فیلتر ماسه تهیه شده و سپس بتن مگر را بر روی آن می ریزند .
هرگاه فشار آب منفذی و سطح آب زیر زمینی دچار افزایش گردیده بوسیله این چاه ها فشار را کاهش داده و آب را در کناره های ساختمان به سمت بیرون هدایت نمود.
فونداسیون پروژه:
سیستم پی این سازه به صورت پی نواری بوده و ارتفاع پی این پروژه 80سانتی متر
می باشد . پس از اتمام گودبرداری بوسیله رنگ ریزی محل قرار گیری بلوک های ساختمانی مشخص می شود . برای جلوگیری از ریزش خاک اطراف پی و قالب بندی پی ، از بلوک چینی استفاده شده است . برای این که بلوک های سیمانی در یک راستای موازی و یا در راستای رنگ ریخته شده قرار بگیرند و بوسیله ریسمان کار آن ها راتنظیم می کنند پس از دیورا چینی حد فاصل قسمت هایی که نیاز به بتن ریزی داشته به اتمام رسید . پس از پاکسازی محل ، شروع به ریختن بتن مگر ( بتن نظافت ) می کنند این بتن ریخته شده در کف پی بتنی است با عیار سیمان پایین ( عیار kg/m3 150) که جهت تراز بندی کف پی و همچنین محافظت بتن پی از رطوبت و جلوگیری ازتماس مستقیم فونداسیون با خاک استفاده می گردد .و ضخامت آن 10 سانتی متر می باشد . طبق نظر مشاوره و طراح از میلگردهای مختلف استفاده شده است . این میلگردها در دوشبکه اجرا شده و برای حفظ پوشش میلگردهای شبکه پایینی آجرهایی را در زیر میلگرد قرار می دهند ؛ طول میلگرد بعد ازخم باید بسته به نوع خم تقریبا 12 برابر قطر میلگرد باشد وبرای قطع کردن میلگرد ها از دستگاه برش وبرای خم کردن میلگرد ها از یک دستگاه که از یک پروفیل و دو میلگرد قوسی تشکیل شده بود ویا دستگاه خاموت زن استفاده شده است .

برای حفظ ارتفاع پی و اجرایی میلگردهای بالایی از یک سری میلگردهای خم شده به عنوان خرک استفاده می شود و خرک ها توسط سیم آرماتور به شبکه میلگردهای پایینی و بالایی بسته می شود.
از روی نقشه محل یکی از ستون ها را مشخص می کنند و میلگردهای مربوط به ریشه ستون را در بین میلگردهای پی قرار داده و انتهای آن را خم می زنند . برای این که ستون در راستای مستقیم قرار گیرد آن را طبق رابطه فیثاغوریث گونیا می کنند و ستون بعدی را اجرا می کنند . برای این که ستون ها د رآکس تا آکس یکدیگر قرار گیرند توسط ریسمان کار آن را در یک راستا قرار

می دهند وقتی که ریشه ای تمام ستون ها در پی قرار داده شده و کار میلگرد گذاری به اتمام رسید . حال نوبت به ریختن بتن در پی می باشد . اما باید قبل از بتن ریزی کنترل آکس ها و کنترل طول خم و نوع خم میلگردها که طول خم باید طبق آیین نامه آبا ، بسته به نوع خم تقریبا 12 برابر قطر میلگردها باشد و بیرون ریختن نخاله ها از داخل فونداسیون که این کنترل باید قبل از بستن میلگردهای پی صورت گیرد ولی ممکن است که درحین یافتن میلگرد ، نخاله ها و زباله هایی وارد فونداسوین می شود که حتما باید خارج گردد چون اگر در حین بتن ریزی با بتن درگیر شود ایجاد فضای حالی در بتن شده و کاهش مقاومت بتن را به همراه خواهد داشت که این موارد بایدکنترل شود.
آب پاشی روی بتن مگر :
مقاومت بتن مگر در فونداسیون زیادچشمگیر نمی باشد بلکه برای جلوگیری تماس پی باخاک بستر می باشد . ولی لازم است که بتن مگر را آب پاشی کنیم زیرا آب موجود در بتن مگر توسط خاک بستر زیر آن جذب می شود و ممکن است باعث آسیب به آن بشود و یا موجب ترک وایجاد درز شود . به همین منظور با آب پاشی ، آب مورد نظر بتن را تامین می نماییم .
طرح اختلاط و بتن ریزی :
طرح اختلاط بتن به نسبت های اجزای بتن ، سیمان و آب و شن وماسه مربوط بوده تا طبق نظر طراح به مقاومت موردنظر بتن ( FC ) دست یابیم . این مصالح را با هم ترکیب
می کنیم در این پروژه طرح اختلاط به این گونه که در خلاطه متوسط ، 2 فرغون ماسه شسته و 1 فرغون شن یا درشت دانه و 1 فرغون سیمان و 3 تا 4 سطل آب ریخته شده و در زمان 2 تا 5/1 دقیقه با هم مخلوط می شوند . در هنگام بتن ریزی به صورت اتفاقی نمونه گیری می شود .و 5 نمونه موردنظر را تهیه کرده و پس از یک روز قالب های آن را باز می کنیم . بهتر است که قبل از

نمونه گیری قالب را به خوبی چرب نموده تا در هنگام باز کردن نمونه آسیب نبیند ؛ سپس نمونه را در درون حوض آب قرار داده و در زمان 7 الی 28 روزه زیر جک قرار می دهیم و مقاومت آن ها را گزارش می کنیم .
امروزه صاحبنظران علم عمران معتقدند که هرچه مقدار درشت دانه بیشتر باشد می توان به مقاومت بیشتری دست یافت . زیرا این سنگ ها به طور ذاتی دارای مقاومت بالایی بوده و وقتی با سایر مصالح ترکیب می شود باعث بالا رفتن مقاومت بتن می شود. رعایت نسبت آب به سیمان هم بسیار حائز اهمیت می باشد چه بسا در ساختماهایی که در هر مترمکعب از عیار سیمان

600 استفاده کرده اند ولی به علت روانی زیاد بتن نتوانسته اند به مقاومت مورد نظر دست یابند. اسلامپ بتن نباید آنقدر سفت باشدکه نتواند به خوبی در بین
میلگرد ها حرکت کند و نتواند خلل و فرج های آن را پر کند و نه آنقدر روان باشد که مقاومت خود را از دست بدهد بهتر است نسبت آب به سیمان بین 5/0 تا 6/0 باشد.
پس از آماده سازی بتن مورد نظر با رعایت تمامی ضوابط ، حال موقع ریختن بتن در فونداسیون می باشد .
بهتر است که بتن ریزی ازقسمت انتهای کار آغاز شود و به سمت ابتدا سوق داده شود . بتن آماده شده توسط چرخ دستی از خلاصه حمل شده و از روی تخته های گذاشته شده از روی مسیرعبور کرده و بتن درمحل موردنظر ریخته می شود پوشش بتن بر روی فونداسیون به اندازه 5 سانتیمتر می باشد .
ارتفاع بتن ریزی در پی ها نباید بیش از 1 متر باشد ، بتن ریزی درلایه های 30 سانتی متر ریخته می شود و پس از ویبره کردن هر لایه ، لایه بعدی ریخته می شود ، ویبره باید به صورت عمودی در بتن قرار گیرد وزمان آن باید به گونه ای باشد تا در غیاب بتن را به سمت بالا نیاورد . زمان مناسب آن 3 الی 4 ثانیه می باشد . قطر سر ویبره دربتن ریزی پی وستون بزرگتر از بتن ریزی دردال و تیرها می باشد . اختلاف محل بتن ریزی در هنگام بتن ریزی نباید به گونه ای باشد تا دانه های بتن از هم دیگر جدا شوند .
ویبره :
ویبره مناسب باعث ایجاد خارج شدن هوا در بتن و نزدیک کردن ذرات و مصالح به یکدیگر می باشد . که این هوا به صورت حباب خارج می گردد . به ازای هر 1% هوای محبوس مقاومت بتن را در 5 تا 6% کاهش می دهد .
وجود هو.ا در بتن موجب کاهش درام بتن شده و پس از مدتی به خاطر تبخیر این هوا باعث ایجاد تخلخل در بتن می شود و علاوه بر آن پیوستگی بتن و وفولاد به خوبی به وجود نمی آید .
و گاهی همین حباب های هوا باعث ایجادترک ها روی سطح بتن می شود.

ویبره از یک خرطوم ویا سر مرتعش کننده که به یک موتور اتصال دارد و با ایجاد ارزش سبب تراکم بتن می شود ، قطر سر ویبره ها بر اساس نوع کاربری آن ها متفاوت می باشد .
نکاتی که باید در هنگام ویبره رعایت گردد به شرح زیر می باشد :
1- سر ویبره باید به صورت عمودی در داخل بتن قرار بگیرد.
2- مدت زمان ویبره بایدبه گونه ای باشد که به محض مشاهده حباب هوا روی سطح بت

ن ، ویبره متوقف گردد و ویبره نباید به گونه ای باشد که شیره بتن روی سطح آن انتقال یابد
3- در هنگام ویبره کردن به هیچ وجه سر ویبره نباید به میلگرد ها ضربه بزند ، زیرا ممکن است باعث جابجایی میلگردها در محل اصلی خود شود ودر اثر ضربه ممکن است ریز دانه و دو غاب دراطراف میلگردها تجمع شود و درشت دانه ها در اطراف آن پراکنده شود که این امر باعث کاهش مقاومت بتن در اطراف میلگردها می شود . به علت مشکلات اجرایی نمی توان از ابتدا تا انتهای کار را بتن ریزی مداوم انجام داد و به همین علت سطح مورد نظر را تقسیم بندی می کنیم . در زهای ایجاد شده باید مستقیم باشد و نباید به صورت شیب دار اجرا شود چون المان های برش به صورت 45 درجه قرار دارند وحدالمکان نزدیک ستون ها این درزها قرار نگیرد زیرا باعث ضعف مقاومتی می شود.
بهتر است قبل از بتن ریزی بر روی بلوک ها از نایلون استفاده شود تا بتن از قالب یا دیوار بیرون نزند و با خاک کناره دیوار در گیر نشود . پس از اتمام بتن ریزی در هر مرحله بوسیله ماله سطح صاف و صیقلی را ایجاد مینماییم .

عمل آوری و نگه داری بتن :
برای دستیابی به بتن با کیفیت خوب باید اقداماتی از قبیل مراقبت و نگهداری بتن انجام گیرد که می تو.ان بوسیله کنترل دمای بتن و آب مورد نیاز بتن به مقاومت مورد نظر دست یافت .
به علت عمل هیدارسیون در ترکیب آب با سیمان و افزایش دما ، بتن مقدار زیادی از آب خود را از دست می دهد و به همین دلیل در این پروژه با آب پاشی بر روی سطح بتن ، بتن راعمل آوری می کردند ، البته زمان نگه د اری بسته به نوع سیمان داردکه برای سیمان تیپ (I ) طبق آیین نامه ACI 7 روز می باشد .
ستون :
ستون عضوی عمودی است که بارهای تیرها و کف ها را به پی منتقل می کند و عضو فشاری محسوب می شود ،همان طور که بتن از مقاومت فشاری بسیار بالایی برخوردار است .
اما اگر تنش ناشی از بارگذاری از حد مقاومت فشاری بتن تجاوز کند ، احتیاج به میلگردگذاری ستون دارد وبرای جلوگیری از کمانش آرماتورهای طولی از خاموت های فولادی در ستون استفاده می کنیم ولی نباید قطر آن ها کمتر از 6 میلی متر باشد . ولی در مقاطع مربع و مربع مستطیل حداقل قطر میلگرد اصلی 14میلیمتر و قطر خاموت حداقل 8 میلیمتر می باشد . حداقل طول میلگرد در پی باید برابر یا 60 سانتر متر باشد و همچنین طول میلگرد وانتظار در طبقات باید یا 50 سانتی متر باشد .

میلگردهای انتظار ستون که از پی بیرون زده را بایدتوسط 4 عدد میلگرد به طول 44 سانتی متر چون ابعاد ستون می باشد بسته که به این میلگرد ها رامکا می گویند .
رامکا برای کنترل آکس ستون ها و کمک به بستن قالب ها می نماید و جهت حفظ پوشش بتن بر روی میگرد نیز می باشد . این نکته را باید درنظر داشت که آرماتورهای طولی باید در راستای آرماتورهای انتظار باشد و زاویه ای انحراف میلگردهای وصله در ستون ها برابر می باشد .
حال خاموت های ستون رادر فواصل مورد نظر قرار میدهیم . باید توجه داشت در نواحی که احتیاج به ایجاد ریشه های پاگرد در ستون می باشد آن ها را در ستون تعبیه نماییم .
بعد از آن قالب های چوبی رادر اطراف میلگردها قرار می دهیم و پشت بندها را با میخ به قالب متصل می کنیم . پشت بندها بدنه ای قالب جلوگیری میکند وسپس قالب راشاقول می کنیم به وسیله یک ریسمان کار دو عدد چوب هم اندازه ستون را شاقول می نماییم ، این گونه که یک چوب را به صورت افقی در قسمت بالایی قالب و دیگری را در قسمت پایینی قالب قرار می دهیم . بعد از آن ریسمان کار را از چوب بالایی رهامی کنیم انتهای شاقول باید دقیقا به چوب پایینی برسد ، برای این یک سطح ترازی ایجاد کنیم و ارتفاع تمامی ستون از کف تمام شده یکسان باشد از شیلنگ تراز استفاده می نماییم .
به طوری که ارتفاع کف تمام شده روی ستون 90 سانتیمتر بوده ما به صورت مبنا از یک ستو

ن 90 سانتی متر بالا آمده و توسط گچ آن نقطه را علامت می زنیم بوسیله یک شیلنگ پلاستیکی سفید رنگ که در آن آب قرار دارد در یک سطح افقی در آن ستون به سکون در امد توسط گچ علامت می زنیم و این کد ارتفاعی مبنا هر یک از ستون های بنا شده و از آن ارتفاع به بعد ستون را اجرا می کنیم . برای حفظ شاقولی ستون و جلوگیری از پیچش آن از شمع های چوبی به صورت مورب استفاده شده و در زیر شمع ها گوه قرار میگیرد . اکنون ستون آماده بتن ریزی می باشد و بتن آماده شده توسط خلاطه را با سطل وارد ستون می کنند .
زمان قالب برداری ستون ها 24 ساعت تا 48 ساعت بسته به شرایط جوی ومحیطی باز کرده وبرای عمل آوری بتن ستون و افزایش مقاومت آن طی 7 روز متوالی آن را آب پاشی می نمایند و برای حفظ رطوبت آن در تابستان آن را گونی پیچ می نمایند . سر ستون ها برای اجرای سقف درطبقات برابر یا 50 سانتی متر می باشد .

تیرها :
تیرها در ساختمان به دو دسته تقسیم می شوند :
1- تیرهای اصلی 2- تیرهای فرعی .
تیرهای اصلی در ساختمان بارهای تیرچه و بار سقف ساختمان راتحمل کرده وآن را به ستون منتقل میکنند . ارتفاع تیر ممکن است از ابعاد ستون بیشتر شود که طبق نظر طراح می باشد ولی عرض تیر با عرض ستون برابر باشد .
میلگردهای تیر از ستون عبور میکند ؛ بسته به اندازه طول دهانه میلگردهای طولی تیر را برش می د هند و طبق نظر طراح میلگردهای کششی وفشاری و تقویتی را در بالا و پایین تیر قرار می دهند وسپس این میلگردها بر روی ستون قرار می گیرد . میلگردهای بالایی وپایینی را طبق ارتفاع تیر به وسیله خاموت وسیم آرماتور به هم می بندند و خاموت علاوه بر نگه داشتن میلگردها برای

جلوگیری از برش در تیرها مورد استفاده قرار می گیرد و در نزدیکی سر ستون ها ( تکیه گاه ) چون نیروی برشی ماکزیمم می باشد ، فاصله خاموت ها کمتر از سایر نقاط درنظر گرفته می شود و در نزدیک سر ستون ها قسمت بالایی تیر از میلگردهای تقویتی استفاده می شود چون در نزدیک تکیه گاه تحت ممان منفی بوده و در وسط تیرها در قسمت پایینی تیر از میلگرد تقویتی استفاده می شود وچون وسط دهانه تحت ممان مثبت می باشد . پس از بافتن کامل تیر نوبت قالب گذاری

می باشد برای این کار دو عدد پروفیل قوطی در دو طرف ستون می بندیم و از این دو قوطی برای تکیه گاه قالب وتنظیم کف قالب استفاده می کنیم ، این دو پروفیل باید کاملا تراز باشد واین کار باتراز و ریسمان کار صورت می گیرد . سپس قالب چوبی کف تیر را روی پروفیل قوطی قرارداده و با حفظ ارتفاع تیر از کف قالب برای پوشش بتن در زیر قالب ( زیر پروفیل قوطی ) از شمع های به عنوان نگه دارنده قالب استفاده شود تا بعد از بتن ریزی قالب ها ریزش نکند و یا تراز قالب به هم نخورد . فاصله شمع ها از یکدیگر را می توان 1 تا 20/1 سانتی متر در نظر گرفت و لی اگر پروفیل قوطی ازنگه دارنده استفاده نشود و طول دهانه هم زیاد باشد فاصله شمع ها را بین 70 تا 80 سانتی متر در نظر گرفت.
بعد از تکمیل آرماتور بندی تیرها ، زمان اجرای سقف می باشد ، تیرچه های سقف را با توجه به اندازه آن ها و نظر محاسب سازه در کارگاه تولیدمی شود به گونه ای که شبکه خرپایی آن را توسط دستگاه خم زن با میلگرد ایجاد کرده واین شبکه خرپایی را با 2 یا 3 میلگرد اتصال در قسمت پایین جوش داده و در درون قالب تیرچه قرار داده و درون قالب را با بتن پر می نمایند ، سپس بعد از یک روز قالب ها را باز کرده و تیرچه ها را در درون آب قرار میدهند تا بتن ترچه به خوبی جذب آب نماید

ومقاوم شود.
طبق نقشه های سازه ای با تعیین جهت تیرچه ها آن ها را در بین تیرهای اصلی قرار می دهند اولین تیرچه را ترازنموده وبقیه تیرچه ها را به صورت موازی در کنار یکدیگر قرار می دهند ، فاصله تیرچه ها از یکدیگر 50 سانتی متر بوده وبرای تنظیم فاصله ای آن ها از یکدیگر یک بلوک در ابتدا ویک بلوک در انتهای هر دو تیرچه متوالی قرار می دهند ، چون تیرچه ها نمی توانند بار را بر روی خود به تنهایی تحمل نمایند و به خاطر جلوگیری از خمش آنها در زیر سقف از شمع های چوبی یا شمع های فلزی استفاده میکنند ، شمع های فلزی به گونه ای است که توسط یک پیچ تنظیم که در وسط آن قراردارد ارتفاع شمع را کم وزیاد می نماید .
در زیر شمع های چوبی از گوه استفاده میکنند تا در هنگام بازکردن شمع امکان باز کردن آن فراهم شود .
فاصله شمع ها از یکدیگر حدود یک متر مربع بوده و بلوک های سقفی را بعد از اجرای شمع بندی در بین تیرچه قرار میدهند ، بهتر است نصب بلوک های سقفی از نزدیک لبه داخلی تکیه گاه شروع و به نزدیک لبه داخلی تکیه گاه دیگر ختم گردد.
پس از نصب بلوک های سقف بر روی تیرچه ها میگردهای حرارتی را روی سقف به صورت شبکه ای در فواصل سانتی متر می بندند.
به علت پدیده ی افت وکاهش درجه ای حرارت ، بتن تمایل به کاهش حجم و انقباض دارد به سبب یکپارچگی دال با تیرهای تکیه گاهی ، این پدیده باعث تنش های کششی و ایجاد تنش در دال می شود با استفاده از میلگردهای حرارتی از ایجاد تنش وترک عمیق در سطح بتن و در نهایت از کاهش مقاومت در دال جلوگیری می نمایند.
بعد از این مرحله قسمت های دور سقف و باز شوها و داکت را با قالب چوبی و پشت بندها توسط سیم آرماتور به شبکه خرپایی تیرچه می بندیم .
ژوئن : در دهانه های بزرگ اگر طول تیرچه ها بیش از 4 متر باشد باید ژوئن را اجرا نمود یعنی این که در راستای تیرچه دو میلگرد یکی در بالا در قسمت زیر شبکه خرپایی توسط سیم آرماتور به شبکه متصل شده و دیگری در قسمت پایینی تیرچه روی سطح بتنی قرار داده می شود این افزایش میلگرد برای جلوگیری ازخیز تیرچه ها می باشد .
میلگردهای تقویتی :
در تیرها در نزدیک سر ستون ها از میلگردهای تقویتی در قسمت بالایی استفاده می گردد . این کارها برای جلوگیری ازممان منفی بوده ودر قسمت پایین تری ازمیلگردهای تقویتی برای جلوگیری از خمش و ممان مثبت استفاده می گردد .

اجرای کنسول(Slab ) :
برای اجرای کنسول با توجه به محاسبات انجام گرفته شده توسط طراح ، میلگردهای مورد نظر را به صورت دو شبکه ای اجرا می نمایند و انتهای کنسول از روی تیر عبور کرده وطول پوششی آن ها به اندازه 5/2-2 متر می باشد البته نحوه بستن قالب کنسول با سقف کمی متفاوت بوده یعنی علاوه بر قالب های کناری ، باید در زیر میلگردهای شبکه ای از قالب های چوبی استفاده شده و در زیر آن ها از شمع استفاده می نمایند .
پس از کنترل شمع های زیر تیرچه و کنترل یکنواختی سقف و مح

ل بازشوها طبق نقشه اجرایی وطول میلگرد انتظار ستون ، سقف برای بتن ریزی آماده می باشد .

بتن ریزی :
برای بتن ریزی سقف بهتر است که بتن ریزی از قسمت انتهای کار شروع شده و در نهایت به قسمت ابتدایی ختم گردد، برای حمل بتن ازچرخ دستی استفاده شده وتخته هایی برای عبور از مسیر تعبیه شده است .
پس ازتولید بتن و حمل آن ، بتن روی سقف ریخته می شود و توسط بیل بر روی سطح سقف پخش می گردد وتوسط دستگاه ویبره ، طی 3 تا 5 ثانیه بتن ویبره شده تا در تمامی قسمت ها و در درون میلگردها پراکنده گردد سپس توسط یک چکش پلاستیکی به کنار قالب ها ضربه زده تا گوشه سقف ها دارای سطح صافی باشد . ضخامت بتن روی سقف 5 سانتی متر می باشد .
به علت مشکلات اجرایی ، یک سقف را طی 2 روز متوالی بتن ریزی مینمایند لذا درز ایجاد شده باید به صورت مستقیم و یکنواخت باشد .
پس از بتن ریزی بوسیله ماله ، سطح صاف و یکنواختی را روی سقف ایجاد می کنند . قالب های گوشه سقف را طی 24 ساعت ( بسته به شرایط جوی ) باز کرده و روی سطح بتن را آب پاشی می نمایند تا ترک بر روی سقف ایجاد نشود ، شمع های زیر سقف را هم می توانند طی 15-10 روز باز نمود.

اجرای پله :
هنگامی کف تا کف مورد نظر اجرا شد طبق ارتفاع پله و ارتفاع پا گرد تا سقف ، پاگرد را اجرا می کنند برای اجرای پا گرد باید به این نکته توجه داشت که میلگردهای مربوط به ریشه پاگرد باید در حین اجرای ستون در آن قرار گیرد . بعد از آن قالب چوبی پاگرد را نصب کرده و در فواصل مورد نظر شمع های نگه دارنده را قرار می دهیم . بایدتوجه داشت که میلگرد ریشه پله بر روی پا گرد اجرا شود و طول پوششی آن را نیز کنترل کرد ضخامت پاگرد 25 سانتی متر می باشد . در ادامه عملیات قالب را اجرا کرده و شمع های نگه دارنده را در زیر آن قرار میدهند . در دو شبکه میلگرد ، میلگردها را به ریشه پله روی سقف و روی پا گرد متصل می کنند.
برای اجرای دقیق تر پله بهتر است که تعداد کف پله ها را محاسبه نمود وهمیشه آخرین کف پله را بعلاوه پاگرد اجرا کرد یعنی اگر عرض کف پله 30 سانتی می باشد و اندازه پاگرد 20/1 سانتی متر بهتر است در اجرا ، پاگرد را 90 سانتی متر در نظر بگیریم .
پس از کنترل شیب پله و شمع ها ، بتن ریزی دال پله و پا گرد را انجام می دهند ، بتن ریزی دال پله از پایین به بالا انجام می شود. به این ترتیب که وزن بتن بالادست سبب تراکم و جا اندازی بتن زیرین شود بتن در لایه های مختلف اجرا شده وسپس ویبره انجام میگیرد.

آجر چینی :
هنگامی که اسکلت ساختمان به اتمام رسید حال نوبت به اجرای دیوار و آجر چینی فضای داخلی می باشد . برای اینکار طبق نقشه های معماری ساختمان آجرچینی آن ها صورت می گیرد .
دیوارهای خارجی ساختمان دارای ضخامت 15 سانتی متر بوده و دیوارهای داخلی جداکننده ضخامت آن ها 10 سانتی متر می باشد .
برای سبک سازی سازه از آجر های تو خالی سفالی استفاده شده است و با محاسبه ابعاد فضاها ،آجر چینی صورت می گیرد.

برای این که دیوار در امتداد یک خط راست صورت گیرد طبق نقشه در ابتدا و انتهای قضا یک آجر قرار می دهند و سپس توسط ریسمان کاران ها را در یک خط راست قرارمی دهند و سپس در یک روی کف سقف ملات ماسه و سیمان ریخته و اولین آجر را روی آن قرار می دهند . ضخامت ملات ماسه سیمان حدود 5/1 تا 2 سانتی متر بوده و برای کنترل صاف بودن دیوار آن را شاقول میکنند. نحوه شاقول کردن این گونه است که بوسیله یک چوب و ریسمان کار را به صورت عمودی آویزان کرده اختلاف دو سطح را با هم می سنجند.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق استرس و پاسخ به آن فایل ورد (word) دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق استرس و پاسخ به آن فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق استرس و پاسخ به آن فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق استرس و پاسخ به آن فایل ورد (word) :

استرس یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید واژه استرس به کیفیات گوناگونی در زندگی اطلاق می شود و به عنوان علل بسیاری از دردها، ناراحتیها و بیماریها تلقی می شود. مردم عادی آن را پدیده ای رنج آور و ناخوشایند می دانند. پزشکان مسئله را از دید واکنشهای فیزیولوژیک نگاه می کنند. روانپزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانیسم های سایکو فیزیولوژیک می‌گذارند و بالاخره روانشناسان آن را مسبب تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می‌دانند. فرضیه بحرانها نیز به این منظور اکثراً همراه با استرس به کار برده می شود. پس استرس را می توان به عنوان روندی تلقی کرد که طی آن عوامل استرس زا باعث بروز تغییراتی می شوند که با سلامت انسان ارتباط دارد. یک عمل متقابل بین افراد و محیط است.
اساس این فرضیه بر این قرار دارد که انسان و شخصیت او مرتباً با بحرانهای مختلف زندگی که باعث بهم خوردن تعادل جسمی- روانی می شود مواجه است که اکثراً هم همراه با عدم تعادل و اختلالات عاطفی و رفتاری است در این موقع با فعالیتهای مختلف فیزیولوژیک و روانی دستگاههای هومئوستازی بدن به کار می‌افتد، تا تعادل به هم خورده را دوباره برقرار نماید. هومئوستازی (Homeostasis) مفهومی است بیولوژیک و حاکی از وجود تمایل حیاتی و بنیادی است که در آن ارگانیسم میل دارد تنشهای حاصل از تحریکات محیطی را از بین برده و به حالت قبل از تنش و یا آرامش بار گرداند. کانن (Canon) هومئوستازی را این طور بیان می کند: «هومئوستازی مکانیسمی است پویا و متضمن سازگاریهای فوق العاده منعطف و متحرک و پیوسته بین آشفتگی و تعادل ارگانیسم عمل می کند».

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله در مورد تربیت در نهج البلاغه فایل ورد (word) دارای 42 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله در مورد تربیت در نهج البلاغه فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله در مورد تربیت در نهج البلاغه فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله در مورد تربیت در نهج البلاغه فایل ورد (word) :

تربیت در نهج البلاغه

دکتر على شریعتمدارى‏
پیش از بررسى تربیت در نهج البلاغه، یادآورى یک نکته ضرورت دارد.
معمولا وقتى از تربیت بحث مى‏شود، دو معنا به ذهن مى‏آید، اول معناى عام و دوم معناى خاص. تربیت در معناى خاص با پرورش انسان بطور کلى و امر تعلیم و تعلّم سر و کار دارد. تربیت بمعناى عام با امورى مانند خویشتن شناسى، رابطه انسان و خدا، رابطه انسان و طبیعت، رابطه انسان با همنوعان و رشد و تکامل انسان در رابطه با ارزشهاى الهى و انسانى و حرکت او بسوى اللَّه ارتباط دارد. بدون تردید این دو معنا با هم ارتباط نزدیک دارند.

مطالعه نهج البلاغه و زندگى حضرت على علیه السلام این حقیقت را آشکار مى‏سازد که تربیت در دو معناى عام و خاص در رفتار و گفتار این شخصیت الهى متبلور و منعکس است.
نهج البلاغه یک کتاب تربیتى

کتاب نهج البلاغه در مجموع یک کتاب تربیتى است. با مطالعه نهج البلاغه فرد مى‏تواند خود را بشناسد و موقع خود را در جهان آفرینش درک کند، با جهان شناسى الهى آشنائى پیدا کند، وظیفه خود را در برابر خدا تشخیص دهد، رابطه خود را با همنوعان در سایه ضوابط و معیارهاى اسلامى استحکام بخشد، از مطالعه موجودات‏مختلف به پیچیدگى مسئله آفرینش و نقش خدا در خلقت موجودات پى برد، از بررسى تاریخى عبرت گیرد، وضع خود را در برابر ارزشهاى معنوى و دنیائى روشن سازد و با الهام از تعلیمات اخلاقى نهج البلاغه شخصیت اخلاقى خود را به سوى رشد و تکامل سوق دهد.
شخصیت حضرت على علیه السلام یک الگوى عالى تربیتى است. زندگى على (ع) بمنزله یک مکتب بزرگ تربیتى است. گفتار و کردار و اندیشه‏هاى پیشواى بزرگ ما همه جنبه تربیتى دارند. او نه تنها با الهام از مکتب اسلام ارزشهاى عالى انسانى را مطرح نمود، بلکه خود در زندگى مظهر و نمونه این ارزشها بود. بحث على (ع) از آفرینش جهان عمق و گسترش درک او را نشان مى‏دهد. او الگوى عالى تربیتى براى انسانهاى خداشناس، کمال جوى، حکمت دوست، عدالتخواه و حق طلب بود.
آنچه نویسندگان معروف، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، در باره او گفته یا نوشته‏اند، نشانه عظمت شخصیت او و نقشى است که در طرح مبانى الهیات و ارزشهاى عالى انسانى داشته است.

بطور کلى رفتار على (ع) در تعلیم، عبادت، جنگ، مبارزه علیه کفر و نفاق، مراعات حق و عدالت و ایثار و از خود گذشتگى، سرمشقى عالى براى پویندگان راه حق و عدالت و آزادى است.
ابعاد اساسى شخصیت على علیه السلام
در شخصیت پیامبران و پیشوایان معصوم، علاوه بر بعد معنوى، مى‏توان چند بعد دیگر را در نظر گرفت. این ابعاد از لحاظ تربیتى اهمیتى خاص دارند. ابعاد مذکور عبارتند از:
1- بعد شناخت.
2- بعد جامعیت.

3- بعد وحدت.
این ابعاد در شخصیت على علیه السلام بشکلى بارز متجلى هستند.
بعد شناخت:
بحثهاى حضرت على در باره آفرینش جهان و مبدأ اعلاى آن، نمایشگر عمق و گستردگى شناخت او است. در حدیثى که از قول پیامبر اکرم خطاب به على (ع) نقل شده، اهمیت شناخت مورد تاکید قرار گرفته است: یا علىّ اذا عنّ النّاس أنفسهم فی تکثیر العبادات و الخیرات فأنت عنّ نفسک فی ادراک المعقولات حتّى تسبقهم. حدیث بالا از قول ابو على سینا نقل شده و بصورت زیر بیان گردیده است.

یا علىّ اذا رأیت النّاس یتقرّبون الى خالقهم بأنواع البرّ تقرّب انت الیه بأنواع العقل تسبقهم. در این حدیث، شناخت و ادراک در مقایسه با انجام عبادات و خیرات، مهمتر تلقى شده است. على علیه السلام در خطبه معروف خود، شناخت را آغاز و اساس دیندارى تلقى میکند و مى‏گوید: «اوّل الدّین معرفته» همین شناخت است که در گفته او منعکس میباشد: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا»
بعد جامعیت:
افراد برگزیده در جوامع انسانى اعم از دانشمندان، رهبران سیاسى، نویسندگان و هنرمندان، غالبا در یک یا دو جهت، برجستگى خاصى دارند و نظر مردم را بخود جلب میکنند. از باب مثال، دانشمندى در طرح نظریات یا مسائل تازه، ابتکار بخرج مى‏دهد و در میان دیگر دانشمندان،

برجستگى خاصى پیدا میکند. رهبرى، قدرت جلب مردم را دارد و از لحاظ اخلاقى در سطح عالى قرار مى‏گیرد و بهمین سبب در میان رهبران سیاسى وجهه‏اى خاص کسب میکند.
آنچه در شخصیت پیامبران و پیشوایان دینى مشاهده مى‏گردد، جامعیت است.
على (ع) بعد از پیامبر گرامى از لحاظ جامعیت در فضائل اخلاقى و قدرت فکرى، بى‏نظیر است. جهات مختلف شخصیت على (ع) برجستگى خاصى دارند.

على (ع) صرفنظر از این که در مکتب اسلام پرورش یافته و مستقیما تحت تأثیر مکتب وحى قرار داشته است، شخصیتى جامع الاطراف است. او مانند یک حکیم بى‏نظیر الهى در باره الهیات به بحث مى‏پردازد خطبه‏هاى معروف‏او ژرف اندیشى و گستردگى اندیشه او را در باره خدا و آفرینش جهان، منعکس مى‏سازند. حضرت على (ع) وقتى در باره اخلاق صحبت میکند، مثل یک حکیم اخلاقى به بحث در مبانى اخلاق و تحلیل رفتار اخلاقى مى‏پردازد. على (ع)، یک بنده صالح خداست و در موقع عبادت، کاملترین شکل شناخت، اخلاص، خشوع و خشیّت در پیشگاه حق را در رفتار خود نشان مى‏دهد. او در هر زمینه، نه تنها به طرح اصولى مى‏پردازد، بلکه خود، الگو و نمونه‏اى از آن اصول میباشد. مردم را به عدالتخواهى دعوت میکند و خود، مجسّمه عدل و داد است.

على (ع) مرد رزم است و در مبارزه علیه ظلم و فساد، آنى آرام نمى‏گیرد. او نه تنها خود را طرفدار مستضعفان معرفى میکند، بلکه شبها نیز به ملاقات ضعفا مى‏رود و از آنها سرپرستى میکند. او مردم را به تقوا پیشگى ترغیب مى‏نماید، و خود، مظهر کامل تقوا و پرهیزگارى است. او طرفدار حق است و پیوسته در رعایت حق، گوى سبقت را از دیگران مى‏رباید. او مردى ایثارگر است و دیگران را هم به ایثار و از خود گذشتگى تشویق مى‏نماید. بطور کلى، على علیه السلام، فضائل اخلاقى را بحد کمال در شخصیت خود، منعکس مى‏سازد.
همین جامعیت است که او را در هر زمینه، الگو و سرمشق علاقمندان قرار مى‏دهد.
بعد وحدت:
کمال و رشد شخصیت در هر فرد، بستگى به درجه و اندازه وحدت و هماهنگى جنبه‏هاى مختلف شخصیت آن فرد دارد. براى این که اهمیت این بعد در شخصیت آدمى روشن گردد، توجه خوانندگان را به جنبه‏هاى ناهماهنگ و متضاد شخصیت پاره‏اى از افراد جلب مى‏کنیم. گاهى فرد در ضمن یک سخنرانى یا بحث و تبادل نظر، نکته‏هاى متضاد و گاهى متناقض را مورد حمایت قرار مى‏دهد. در

قسمتى از بحث، روش علمى را مورد حمایت قرار مى‏دهد، اما در قسمت دیگر، طرق غیر علمى یا ضد علمى را اتخاذ میکند. در یک مورد، از اخلاق و مراعات موازین اخلاقى طرفدارى میکند و در مورد دیگر بر خلاف اصول اخلاقى اظهار نظر میکند. در یک حالت عدالت را مراعات میکند، اما در حالت دیگر به حقوق دیگران تجاوز مى‏نماید.

در موقعیتى، رفتار ایثارگرانه از خود ظاهر مى‏سازد، اما در شرایط دیگر، بصورت فردى‏خودخواه ظاهر مى‏گردد. در یک جا بعنوان فردى اجتماعى اقدام میکند و در جاى دیگر، با فرض یکسان بودن شرایط، مرتکب اعمال ضد اجتماعى مى‏شود.
تحلیل گفتار و اندیشه و بطور کلى رفتار این چنین فردى یک حقیقت را آشکار مى‏سازد و آن این که در وجود او چند عامل متضاد یا ناهماهنگ نفوذ دارند. به سخن دیگر، این فرد، چند شخصیتى است.
آنچه در شخصیت على (ع) و دیگر پیشوایان معصوم، مشاهده مى‏گردد، وحدت شخصیت است.

على (ع) همه جا طرفدار اصول است. او همه جا عدالت را مراعات میکند، چه در برخورد با همسر گرامى خود، چه هنگام برخورد با برادران خود، چه در مورد ضارب خود، چه در مورد دشمنان خود، در تمام موارد، او عدالت را در رفتار خود منعکس مى‏سازد. نحوه بحث او در هر زمینه، حاکى از اعتقاد به اصول معینى است.
آنچه در تربیت دیگران تأثیر دارد وحدت شخصیّت مربّى است. وقتى شاگرد، گفته‏هاى مربى را در موارد مختلف مى‏شنود و واکنش او را در برابر موارد یکسان ملاحظه میکند و نفوذ اصول اساسى را در هر مورد در رفتار مربى مى‏بیند، بیشتر تحت تاثیر شخصیت او قرار مى‏گیرد. على (ع) در طول حیات پرثمر خود و همچنین در گفتار خویش بعد وحدت را بنحو کامل در شخصیت خویش ظاهر مى‏سازد.
اکنون به بررسى نکته‏هاى تربیتى در زمینه تعلیم و تعلّم و تأدیب مى‏پردازیم.

نکته‏هاى تربیتى در نهج البلاغه جنبه عقلانى در شخصیّت آدمى:
در شخصیت آدمى، جنبه‏هاى مختلف وجود دارند. جنبه معنوى و اخلاقى، جنبه عقلانى، جنبه عاطفى، جنبه اجتماعى و جنبه بدنى از جنبه‏هاى اساسى شخصیت انسان محسوب میشوند. از نظر فیلسوفان تربیتى، آنچه در زمینه تربیت، بیشتر از هر جنبه باید مورد توجه قرار گیرد جنبه عقلانى است. دلائل متعددى در این زمینه مى‏توان ارائه داد. اول این که جنبه عقلانى، وجه امتیاز انسان از دیگر حیوانات است.
بعبارت دیگر، انسانیّت انسان، در حدى گسترده، بستگى به پرورش قدرت عقلانى او دارد. در این رابطه، گفته حضرت رسول اکرم (ص) را در کتاب تحف العقول صفحه‏53 مى‏بینیم که: انّما یدرک الخیر کلّه بالعقل و لا دین لمن لا عقل له.
هر راه خیرى بوسیله عقل ادراک مى‏شود و آنکه برخوردار از عقل نیست دین نیز ندارد دوم این که جنبه عقلانى، ضمن این که خود، تحت تاثیر دیگر جنبه‏ها قرار دارد، در پرورش آنها نقشى اساسى ایفا میکند. از باب مثال، رشد عاطفى عبارتست از فراگیرى نحوه ابراز عواطف و کنترل آنها و این امر در اساس، فعالیتى عقلانى است.

در زمینه اجتماعى نیز نقش عقل را در تحقّق جریانهاى اجتماعى نمى‏توان مورد انکار قرار داد. به سخن دیگر، همکارى، سازگارى اجتماعى، توافق مخالفت و تشابه فرهنگى در مرحله نهائى، همه جنبه عقلانى دارند.
در زمینه اخلاقى نیز ایجاد انگیزه‏هاى اساسى، تدوین و تهیه ضوابط اخلاقى، گزینش آرمانها و هدفهاى اساسى در فعالیتهاى اخلاقى، تمیز خوب و بدو پرورش وجدان اخلاقى، همه امورى عقلانى هستند.

سوّم این که عمل تربیت، بطور کلى یک فعالیت عقلانى است. بررسى ماهیت انسان، تشخیص نیازهاى اساسى مادى و معنوى او، تهیه برنامه‏هاى آموزشى، گزینش روشهاى اساسى در تعلیم و تربیت و ارزیابى پیشرفت فرد از لحاظ تربیتى همه جنبه عقلانى دارند.
پیش از نقل عباراتى از نهج البلاغه یک نکته دیگر را یادآور مى‏شویم. معمولا ما عقل را در برابر حس قرار مى‏دهیم و شناخت عقلانى را از شناخت حسى جدا مى‏سازیم. با این که این امر در فلسفه اثبات شده که ما شناخت حسى نداریم و آنچه بعنوان شناخت براى انسان مطرح مى‏شود، جنبه عقلانى دارد.
عقل و تفکر در نهج البلاغه:

در خطبه 239 در نهج البلاغه که فضائل آل محمد علیهم السلام در آن ذکر شده، در باره نقش عقل چنین آمده است: عقلوا الدّین عقل وعایه و رعایه، لا عقل سماع و روایه، فانّ رواه العلم کثیر و رعاته قلیل.
آنها دین را مورد تعقل و شناخت قرار دادند، شناختى توام با فهم و عمل، نه شناختى بصورت شنیدن و نقل نمودن. روایت کنندگان یا نقل کنندگان علم فراوان هستند، اماآنهائى که روح علمى دارند و علم را در عمل، مراعات میکنند کم هستند.
همچنین در قسمتى از خطبه 82 چنین آمده است: فاتّقوا اللَّه عباد اللَّه تقیّه ذی لبّ شغل التّفکّر قلبه.
اى بندگان خدا تقوا پیشه کنید، تقواى خردمندى که فکر، دل او را بخود مشغول داشته است در این خطبه تقوا و تعقل و تفکر در رابطه با هم مطرح شده‏اند و ما در قسمتى دیگر از این سخن در باره اهمیت تقوا در تعلیم و تربیت بحث خواهیم کرد.

در تعلیم و تربیت، آنچه اهمیت دارد «فهم» و «تعقل» است. در هر زمینه، چه در مطالعه نظریات علمى و فلسفى و چه در بررسى مبانى اخلاقى، آنچه پایه و بنیان فراگیرى را تشکیل مى‏دهد، فهم است. منظور از فهم، درک معناى یک امر و توجه به ارتباط آن امر با دیگر امور با درک ارتباط یک امر بعنوان یک جزء با کل موضوع مورد بحث است. در تعلیم، آنچه از لحاظ تربیتى، اهمیت دارد، این است که فرد، علت طرح یک نظریه را درک کند، مفاهیم، قواعد و اصول مندرج در یک نظر را در ارتباط باهم

فرا گیرد و نحوه تدوین نظریه را تشخیص دهد. در این صورت است که فرد، نظریه مورد بحث را فهمیده است. آنکه نظریه‏اى را حفظ میکند و در سایه تکرار آن را بخاطر مى‏سپارد و مى‏تواند به نقل آن اقدام کند، از فهم این نظریه عاجز است.
خواندن یک مطلب و تکرار این عمل و در نتیجه حفظ کردن مطالب و بخاطر سپردن آنها غالبا با فهم توام نیست و ارزش تربیتى ندارد.

علاوه بر فهم، فرد باید در باره نظریه تعقّل کند. به عبارت دیگر، فرد باید بتواند نظریه مورد بحث را ارزیابى و آن را بررسى نماید. در این مرحله، فرد، نظریه را از دلائل مربوط به آن جدا مى‏سازد، به رابطه دلائل و نظریه دقت مى‏کند، قدرت اثباتى دلائل را بررسى مى‏نماید و آن گاه در رد یا پذیرش آن، اقدام میکند. فهم و تعقل یک نظریه و پذیرش آن، عاملى اساسى در بکار بستن آن نظریه است. اگر در بررسى نظریات علمى یا اندیشه‏هاى اخلاقى، فرد از فهم و تعقل استفاده نماید و در پذیرش یا رد آنها اقدام کند، در این صورت آنچه را که پذیرفته است، در عمل نیز مراعات مى‏نماید. این که

گاهى افراد، نظرى را مى‏پذیرند (مثل زیان سیگار کشیدن) ولى در عمل آن نظر را مراعات نمى‏کنند، چند علت دارد: اولا نظر طرح شده را درست درک‏نکرده‏اند. ثانیا دلیل طرح نظریه را بررسى ننموده‏اند. ثالثا گاهى عادات نیرومند، جلوى نفوذ فهم و تعقل فرد را مى‏گیرند و مانع رعایت نظر مورد بحث در عمل میشوند.
اندیشه‏هاى اخلاقى، فرد از فهم و تعقل استفاده نماید و در پذیرش یا رد آنها اقدام کند، در این صورت آنچه را که پذیرفته است، در عمل نیز مراعات مى‏نماید. این که گاهى افراد، نظرى را مى‏پذیرند (مثل زیان سیگار کشیدن) ولى در عمل آن نظر را مراعات نمى‏کنند، چند علت دارد: اولا نظر طرح شده را درست درک‏

نکرده‏اند. ثانیا دلیل طرح نظریه را بررسى ننموده‏اند. ثالثا گاهى عادات نیرومند، جلوى نفوذ فهم و تعقل فرد را مى‏گیرند و مانع رعایت نظر مورد بحث در عمل میشوند.
در همین رابطه، عبارتى دیگر در نهج البلاغه ذکر شده است: أوضع العلم ما وقف على اللّسان و أرفعه ما ظهر فى الجوارح و الارکان .
پست‏ترین دانش، دانشى است که در سطح زبان، متوقف شود و والاترین دانش، آن است که در کل وجود فرد، ظاهر و منعکس گردد معلوماتى که بصورت محفوظات در ذهن فرد وارد شوند و فرد، جز الفاظ، چیزى از آنها نداند، در مقایسه با آنچه درک شده و در اعضاء و ارکان وجود فرد ظاهر مى‏گردند، بى‏ارزش تلقى میشوند.

در روان شناسى، بعضى یادگیرى را کسب معلومات یا محفوظات مى‏دانند، اما روان شناسان تربیتى، آنهائى که به مبانى تربیت آشنائى دارند، یادگیرى را تغییر رفتار از راه تجربه تلقى میکنند.
کسى امرى را یاد مى‏گیرد که خود، تجربه کند و حاصل یا جریان این تجربه، توام با تغییر رفتار فرد باشد. مراد از رفتار در این عبارت طرز تفکر، نحوه قضاوت یا ارزیابى عادات و گرایشها و تمایلات و مهارتهاست. آنکه رفتارش در سایه تجربه تغییر میکند، و به سخن دیگر، امرى را مى‏آموزد، نحوه تفکر و قضاوت، تمایلات، عادات و مهارتهاى او نیز دچار تغییر مى‏شود.
کفاک من عقلک ما اوضح لک سبل غیّک من رشدک .
عقل تو براى تو بسنده است، زیرا راههاى خطا را از راههاى صواب براى تو آشکار مى‏سازند.
رحم اللَّه امرأ تفکّر فاعتبر، و اعتبر فابصر خداوند رحمت کند مردى را که مى‏اندیشد و از پس آن عبرت مى‏گیرد و عبرت مى‏گیرد و آن گاه با بصیرت عمل مى‏کند.
انّ اغنى الغنى العقل .
سرآمد بى‏نیازیها برخوردارى از عقل است.
علم و تفکر:
یکى از مسائل تربیتى این است که آیا کسب علم مهمتر است یا اندیشیدن بطور کلى گفته مى‏شود، مدرسه جاى درس خواندن است و باید در آنجا، علم آموخت.
بنظر پاره‏اى از متخصصان تعلیم و تربیت، باید در مدرسه، نظریات علمى را فرا گرفت و بعد از طى دوره‏هاى آموزشى به تفکر پرداخت. بعضى با این نظر، مخالف هستند و مى‏گویند، علم آموختن وسیله تربیت یا پرورش نیروى تفکر است.

علم بصورتى کامل در مجله‏ها و کتابها تدوین شده است و فرد با اندک فعالیتى مى‏تواند به مطالعه آن اقدام کند. اما اندیشیدن و پرورش نیروى تفکر، چیزى نیست که از کتاب و مطالعه بدست آید. آنچه در کتابهاى منطق و روش شناسى ذکر مى‏شود، همان قواعد و اصول اندیشیدن و تحقیق کردن است. پرورش نیروى تفکر، همان تربیت واقعى است و در مراحلى از رشد، باید با کمک مربى انجام گیرد. بنظر این دسته، هدف از تربیت، پرورش نیروى تفکر است. در جاى خود آمده است که تفکر، وسیله تربیت نیز میباشد. آنچه معلمان آگاه، مى‏توانند انجام دهند، علم آموختن از طریق تفکر است. با اتخاذ روش تحقیق بعنوان روش تدریس شاگرد هم علم مى‏آموزد و هم در ضمن تحقیق، قدرت تفکر خود را پرورش مى‏دهد. بنا بر این، مى‏توان گفت میان علم آموختن و پرورش نیروى تفکر، تضادى وجود ندارد. بسخن دیگر، آموختن علم و پرورش نیروى تفکر، قابل تلفیق هستند.

از نظر تربیتى، اگر امر دائر شود میان این که ما بین آموختن علم و پرورش نیروى تفکر، یکى را انتخاب کنیم باید دومى را برگزینیم. دلیل این تقدم را در بالا ذکر کردیم. روى این اصل، پرورش نیروى تفکر، مهمتر از کسب علم است. با توجه به این حقیقت است که مفهوم «لا علم کالتّفکّر» روشن مى‏گردد. على علیه السلام در همین جمله کوتاه، اهمیت تفکر و تقدم آن را بر علم، بیان مى‏فرماید.
تربیت و عادت:
در نامه 31 على علیه السلام خطاب به حضرت حسن علیه السلام مى‏فرماید: فإنّ العاقل یتّعظ بالادب و البهائم لا تتّعظ الّا بالضّرب.
خردمندان، قابل تادیب و تربیت هستند و بهائم جز از طریق تنبیه، پرورش نمى‏یابند.
در تربیت انسان، دو روش اعمال مى‏شود: روش اول، تربیت بمعناى واقعى است و مبانى اساسى آن فهم و تعقل است.
این روش مى‏گوید: در تربیت افراد، باید از قدرت فهم آنها استفاده نمود و به آنها در ارزیابى عقاید و اندیشه‏ها کمک نمود. همان طور که در پیش گفته شد، آموزش نیز به‏دو صورت انجام مى‏گیرد. آموزشى که جنبه تربیتى دارد، مبتنى بر بکار انداختن فهم و استفاده از نیروى تفکر است به این معنا که کسب عادات، فرا گرفتن مهارتها، بررسى نظریات، مقایسه نظامهاى فکرى، انتخاب هر

نظام و مطالعه رفتار اخلاقى، همه باید مبتنى بر فهم و تعقل باشد. این جریان تربیتى، اختصاص به انسان دارد. روش دوم عادت دادن طرف است که مبتنى بر تکرار و تمرین و تداعى معانى و تلقین پذیرى است. این روش هم در مورد حیوانات بکار مى‏رود و هم در آموزش انسان از آن استفاده مى‏شود.

در عادت دادن، صرف مجاورت دو امر و تکرار این مجاورت، سبب مى‏شود که موجود زنده از یک امر به امر دیگر، منتقل شود. گاهى رفتارى از موجود زنده سر مى‏زند، مربى براى تثبیت این رفتار در موجود زنده، به محض مشاهده آن به او پاداش مى‏دهد و همین امر سبب تثبیت آن رفتار در موجود زنده مى‏شود. باید عادت دادن را جریان شرطى، تشکیل دهد و وقتى این روش در مورد انسان بکار رود و موضوع آموزش، عقاید و نظریات خاص باشد، علاوه بر تکرار، ارائه موضوع مورد نظر، فرد را به پذیرش بدون چون و چرا ترغیب مى‏نمایند. به سخن دیگر، فرد در اثر برخورد به یک عقیده یا یک اصل یا یک نظریه و تکرار این امر، خود بخود آن را مى‏پذیرد


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق رایگان فردریک فروبل فایل ورد (word) دارای 2 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق رایگان فردریک فروبل فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق رایگان فردریک فروبل فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق رایگان فردریک فروبل فایل ورد (word) :

فردریک فروبل
Froebel, Friedrich
فروبل در بخش مرکزی آلمان در سال در روستائی زاده شد. بنیاد اندیشه او همان نظریه بنیادی روسو و پستالوزی یعنی این اصل است که تربیت باید پیرو طبیعت و مراحل و قانون‌‌‌‌‌‌های آن باشد. لیکن به‌نظر فروبل با آنکه در آموزشگاه پستالوزی هریک از موضوع‌های درسی به‌‌‌‌‌‌خوبی آموخته می‌شد ، ولی کوششی برای یگانه‌کردن آنها و نشان‌دادن وحدتشان ، صورت نمی‌گرفت.
فروبل عقیده داشت که کودکان در خانه معمولاً کمبود امنیت و محبت دارند و تربیت باید هرچه زودتر آغاز شود تا موجب رشد گروهی و حسن تفاهم بین کودک و والدین شود. آرمان‌‌‌‌‌‌های تربیتی فروبل بر ایمان عمیق مذهبی قرار داشت و می‌گفت آرمان‌‌‌‌‌‌های روحانی غیرقابل توصیف هستند و فقط باید به شهود در آیند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود مقاله تب مالت فایل ورد (word) دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود مقاله تب مالت فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله تب مالت فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود مقاله تب مالت فایل ورد (word) :

طبقه بندی محیط برنامه ریزی سازمان
مقدمه
جهان امروز را می‌توان جهان پرتلاطم تغییر نام نهاد، سازمانهای گوناگون به خصوص سازمانهای تولیدی برای تامین هدفهای خود یعنی بقاء، توسعه و رقابت نیاز شدیدی به استفاده از الگوهای علمی داشته و در صورت عدم شناخت،‌ کاربردی و انجام تحقیقات پویا از صحنه محو خواهند شد. می‌توان سیستم را کل نگری، مدیریت را هنر و تولید را به عنوان سلاح رقابتی تلقی کرد

. اما علیرغم اهمیت رو به تزاید این مهم، تصمیم سازان و تصمیم گیران حوزه مدیریت و عملیات در صنایع کشور توجه کمی نسبت به توسعه دانش تولید،‌ تفاوتهای محیطی و کاربرد آن در سیستم‌های مورد تصدی خود مبذول می‌دارند و از این روست که توان رقابتی خود را از دست داده وبه سازمانهای منفعل تبدیل گردیده‌اند، امروزه برای اداره کارخانه و برنامه ریزی تولید سیستم‌های متنوع تولیدی معرفی و به کار گرفته‌ شده‌اند و در چهار چوب هر یک از این سیستم‌ها، روشهایی جهت برنامه‌ریزی در سطوح مختلف و موضوعهای متفاوت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این بین یکی از عواملی که تاثیر بسزایی در موفقیت سازمان بازی می‌کند انتخاب روش برنامه‌ریزی صحیح و متناسب با خصوصیات محیط برنامه‌ریزی آن است. ایجاد چنین انطباق بدون شناخت محیط و تفکیک منطقی آن امکان پذیر نخواهد بود.

واقعیت این است که انتخاب روش مناسب جهت برنامه‌ریزی به ابزاری نیاز دارد که بتواند به صورت پویا انطباق مورد نیاز را به وجود آورده و مدیران سازمان‌ها به خصوص مدیران تولد و عملیات ما را یاری کند، تا ابزارهای مناسب را برای برنامه‌ریزی با توجه به ویژگیهای محیط برنامه‌ریزی برگزینند. مقاله حاضر خلاصه‌ای از رساله دکتری نویسنده است که در تاریخ 29/8/81 ازآن دفاع کرده است.
تعاریف محیط برنامه‌ریزی
1- محیط برنامه‌ریزی سازمان به کلیه عواملی اطلاق می‌شود که بر سازمان اثر گذاشته و از آن تاثیر می‌پذیرند.

2- محیط شامل تمام عوامل خارج از مرز سازمان است که ممکن است بالقوه بر سازمان اثر گذار باشد.«نجف بیگی 1380)
3- محیط برنامه ریزی سازمان به تعامل ابعاد درونی سازمان با یکدیگر و با عوامل خارج از سازمان اطلاق می گردد.

محیط و کار عمومی: ‌بنا بر عقیده صاحبنظران مدیریت، محیط را می توان به محیط کار و محیط عمومی تقسیم کرد. محیط کار به محیطی گفته می‌شود که سازمان به طور مستقیم با عوامل اساسی آن در ارتباط است و از آن تاثیر می‌پذیرد، مانند بازار، رقبا، بخش تهیه مواد اولیه، منابع انسانی، سهامداران و اتحادیه‌های کارگری، محیط عمومی به عواملی تاکید دارد که به طور غیر مستقیم بر سازمان عملکردهای آن تاثیر می گذارد، مانند عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی،‌ اقتصادی و فناوری.
مکتب اقتضایی ونگرش آن نسبت به

محیط برنامه ریزی: نظریه اقتضایی بر این مبنا استوار است که رابطه یک سازمان با سازمانهای دیگر و انتخاب روشهای برنامه ریزی آن می‌بایست با توجه به مجموعه عوامل متشکله محیط برنامه ریزی صورت ‌پذیرد. طبق این نگرش،‌ نظریه پردازان و مدیران باید در فرایند تصمیم گیری و برنامه ریزی انعطاف و ابتکار بیشتری از خود نشان دهند. بنابراین، تئوری اقتضایی اصول نظریات کلاسیک‌ها کلیه مکاتبی که عقاید شبیه آنان را دارند رد می‌کند،‌ زیرا سازمانها و شرایط محیطی آنها نیز به تبعیت از تغییرات محیطی، متفاوت خواهد بود.

«هوج» عوامل تشکیل دهنده محیط سازمانها را به سه دسته تقسیم می‌کند که عبارتند از:
• محیط کلان که شامل فرهنگ، رقبا، اقتصاد سیاست وفناوری است؛
• محیط واسطه‌ای؛
• محیط خرد که عوامل درونی سازمان را مدنظر قرار می‌دهد.
نکته مهم و قابل بررسی در تقسیم بندی فوق توسط «هوج» رد این است که اکثر سازمان های کشور ما در محیط خرد و کوچک و حداکثر در محیط میانی در جهان فعالیت دارند و تعداد سازمان‌های تولیدی ما که با محیط کلان جهانی ارتباط برقرار باشند، بسیار محدود است.

پژوهش خانم وود وارد: این پژوهش اولین تحقیق منظم و جامع درباره فناوری به عنوان یک عامل محیطی و رابطه آن با ساختار سازمانی است که اواسط دهه 1960 انجام شد. نتیجه حاصل از تحقیق وی نه تنها توجه به عوامل محیطی را در مطالعات آکادمیک افزایش داد بکله نشان داد که :
الف: بین طبقه بندیهای تکنولوژیک و ساختار سازمانی همبستگی وجود دارد؛

ب: اثر بخشی سازمانی به تناسب صحیح بین فناوری و ساختار سازمانی وابسته است.
نظریات (برنز) و (استاکر): سازمانها از نظر محیط برنامه‌ریزی توسط (برنز) و (استاکر) در دو طیف مکانیکی و پویا قرار داده شده اند. در واقع از نظر آنان درجه تغییر پذیری سازمانها ممکن است از حالت مکانیکی یا ماشینی افزایش یابد و به حد سازمانهای پویا برسد، سازمانهای مکانیکی آنهایی هستند که محیط خارج سازمان بر آنها تاثیر چشمگیری نخواهد داشت، مانند صنعت کانتینرسازی که محیطی تقریبا ثابت دارد. اما هر قدر سازمانی از حالت مکانیکی به سمت ارگانیکی حرکت کند

،‌ اثرمحیط بر آن بیشتر خواهد شد. از نظر محقق در چنین محیطی استفاده از روشهای برنامه ریزی مواد و قطعات می‌بایست انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند تا بتواند همگام با تغییرات محیطی واکنش نشان داده و فرایندهای سازمان را در زمینه تامین به موقع نیاز واحدهای تولیدی و در نهایت مشتریان تعدیل کنند.

مطلبی که (برنز) و (استاکر) مطرح کرده‌اند در رابطه با موضوع مقاله نگارنده را متوجه این نکته اساسی می‌کند که روبرو شدن با محیط مطمئن آسان است، زیرا محیط خارج از سازمان تغییری را به آن تحمیل نمی کند و می‌توان میزان احتیاجات مواد و قطعات را با استفاده از روشهای ساده و کم هزینه تامین کرد. اما با محیط نامطمئن که ویژگی سازمانهای پویا است چگگونه باید برخورد کرد؟ آنچه مسلم است مطالعات (برنز) و (استاکر) در زمینه میزان تغییرات محیط برنامه‌ریزی تا اندازه‌ای دیدگاه نویسنده را گسترش می‌دهد ولی چهارچوب دقیقی در رابطه با دسته‌بندی محیط برنامه‌ریزی تولید دست نمی‌دهد.

مطالعات «لارنس» و «لورنش»: این تحقیق در دهه 1960 از طرف دانشگاه هاروارد انجام گرفت و در زمینه رابطه بین فناوری و محیط برنامه‌ریزی بوده است. آنها دریافتند که تغییر فناوری در صنایع به این بستگی دارد که محیط‌های خارجی سازمان تا چه حدی تغییر را ضروری بدانند. صنعت کانتینر نیازی به تغییر فناوری ندارد و برعکس، صنایع پلاستیک سازی باید به طور پیوسته در حال تغییر و انطباق با تغییرات محیطی باشد. به همین ترتیب بین این دو نوع صنعت صنایع دیگری مانند صنایع غذایی قرار می‌گیرند که تا حدودی نیاز به سازگاری دارند. نتیجه مطالعات این دو محقق ما را به این واقعیت راهنمایی می‌کند که نوع فناوری اطلاعات به کار گرفته شده در طراحی و اجرای روشهای برنامه‌ریزی مواد قطعات نیاز به انطباق با تغییرات محیطی خواهد داشت.

نظریه گالرایت: وی را می‌بایست از پیشگامان مطالعات محیطی به شمار آورد. او در زمینه چگونگی برپایی سازمانها بر اساس پیش بینی وظایف آنها مطالعه و بررسی کرده است.
یافته‌های تحقیقات وی این بود که هر قدر کارهای یک سازمان، مانند برنامه‌ریزی موارد قطعات غیر قابل تغییر باشد، درباره آنها بهتر می توان برنامه‌ریزی کرد و در نتیجه به جریان تداوم اطلاعات در سازمان نیازی نیست. به بیان دیگر وی اعتقاد داشت که محیط باثبات و فعالیتهای پایدار در سازمان روشهای برنامه ریزی را طلب می‌کند که کمتر نیازمند توضیع اطلاعات هستند. با این وصف هرقدر

سازمان و فعالیتهای آن مخصوصا محیط برنامه‌ریزی آن بی‌ثبات‌تر باشد احتیاج به روشهای برنامه‌ریزی خواهد داشت که به توزیع اطلاعات در کل سیستم بهای بیشتری بدهند. همچنین وی باور داشت بین اجزای مختلف سازمان هماهنگی لازم است تا سازمان در ارتباط بامحیط به طور اثر بخش عمل کند. در صورت تغییرات افراطی در محیط برنامه‌ریزی سازمان‌ نیاز به اهرمهای هماهنگ کننده بیشتری احساس می‌گردد و این خود به جریان گردش اطلاعات کمک خواهد کرد.

مطالعات و طبقه بندی محیط، توسعه«امری» و «تربیت»: دو پژوهشگر به نامهای «فرد امری» و «اریک تریست»‌ چهار نوع محیط را شناسایی و طبقه‌بندی کردند. آنها معتقد بودند که سازمانها با این محیط‌ها روبه رو می‌شوند که عبارتند از: محیط تصادفی آرام، خوشه‌ای آرام، واکنشی متشنج و بسیار متشنج، همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که درجه پیچیدگی این محیطها به تدریج افزایش می‌یابد. در ادامه به تعریف و تشریح هر یک پرداخته شده و دیدگاهی که از ویژگی‌های هر نوع از محیط در زمینه انتخاب روش برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد (مدیریت رفتار سازمانی 1379)

الف: محیط تصادفی آرام: این محیط نسبتا بدون تعییر است. بنابراین از جانب آن هیچ تهدیدی متوجه سازمان نیست. در چنین محیطی توزیع درخواستها به صورت تصادفی است، سرعت تغییرات بسیار کند و پدیده عدم اطمینان در آن بسیار ضعیف است. در چنین محیط برنامه ریزی می توان انتظار داشت که روشهای اولیه برنامه‌ریزی کاربرد بیشتری داشته باشند.

ب: محیط خوشه‌ای آرام: در این محیط تغییرات زیادی رخ نمی‌دهد، ولی تهدیدات به صورت مجموعه‌ای یا انبوه در می‌‌آیند. سازمانی که در چنین محیطی قرار می‌گیرد در مقایسه با محیط تصادفی آرام باید بیشتر گوش به زنگ خطرات محیط باشد. در این رابطه امکان دارد که عرضه کنندگان مواد اولیه یا مشتریان ائتلاف کنند نیروهایشان را روی هم گذاشته و مایه تهدیداتی را برای تامین به موقع مواد و قطعات گردند.

ج: محیط واکنشی متشنج: این محیط از محیطهای قبلی پیچیده‌تر است. درچنین محیطی چندین سازمان و شرکت رقیب در پی هدفهای مشابهی بر می‌آیند. امکان دارد یک یا چند سازمان به اندازه‌ای بزرگ باشند که بتوانند بر محیط خود و سایر سازمانها اعمال نفوذ کنند. همانطور که معلوم است رقابت و تعارض از ویژگیهای عمده این محیط به شمار رفته و روشهای برنامه ریزی موادی قابلیت کاربرد خواهد داشت که انعطاف پذیری بیشتری را برای سازمان به ارمغان آورند.

د:‌ محیط بسیار متشنج:‌ این نوع محیط از بیشترین پویایی برخوردار است و در آن پدیده عدم اطمینان در شدیدترین وضع خود است. پدیده تغییر و تحول در همه جا و همه وقت حاضر است و اجزا یا ارکان محیط برنامه‌ریزی ارتباط بسیار زیادی با هم دارند. در یک محیط بسیار متشنج سازمان همچنین باید رابطه‌ای که با نهادهای دولتی، مشتریان و عرضه‌کنندگان مواد اولیه دارد مرتباً مورد ارزیابی قرار دهد. با آنکه این محققان نظر خاصی در رابطه با ساختارها و روشهای متناسب با محیطهای پیش گفته ارائه نکرده‌اند، اما به نظر می‌رسد برای محیطهای الف و ب روشهایی با ساختار مکانیکی و محیطهای ج و د روشهایی با ساختار کاملاً ارگانیک متناسب باشد.

نظر «ریچارد ال دفت» در رابطه با محیط تقسیم بندی آن:‌ از نظر «ریچارد دفت» محیط برنامه ریزی سازمان از ساده به پیچیده و از پایدار به ناپایدار شکل می‌گیرد. بر این اساس وی چهار محیط برنامه ریزی را شناسایی و معرفی می کند. که به قرار زیر هستند:‌ «تئوری سازمان وطراحی ساختار1380»

1- محیط ساده و پایدار: ‌به محیطی اطلاق می‌گردد که عوامل خارج از سازمان در آن محیط محدود هستند و اصولاً تاثیر چندانی بر سازمان و عملیات آن نخواهد داشت، ضمنا عوامل به همان صورتی که هستند باقی می‌مانند یا تغییرشان اندک است. نمونه این نوع سازمان ها شرکت‌های توزیع کننده نوشابه است که با محطی ساده و پایدار روبه رو هستند.

2- محیط ساده وناپایدار: در این محیط نا اطمینانی زیاد است و تغییرات موجب می‌شوند مدیران نتوانند به راحتی تصمیم بگیرند به علاوه سازمانهایی هستند که پیوسته و غیر قابل پیش بینی تغییر می کنند،‌ مانند صنایع سازنده کامپیوترهای شخصی، ابزار موسیقی و اسباب بازی، محیط برنامه ریزی این قبیل سازمانها ساده وناپایدار است و با تغییرات شدید عرضه و تقاضا روبرو هستند. در واقع محیط های ساده و ناپایدار مدیران تولید و عملیات و مواد را در تصمیم گیری‌ها دچار نااطمینانی می‌کند.

3- محیط پیچیده و پایدار: سازمانهایی وجود دارند که با عوامل خارجی متفاوت بسیاری سر و کار دارند، ولی این عوامل به همان صورت باقی می‌مانند یا تغییرات اندکی دارند و این خود نشان دهنده عدم اطمینان است. در چنین وضعیتی تعداد عواملی که باید تجزیه و تحلیل شوند بسیارند و لازم است در برابر هر یک از آنها واکنش مناسب اتخاذ گردد. «دفت» اعتقاد دارد گرچه تعداد عوامل خارج از سازمان در محیطهای پیچیده و پایدار بسیار است این تغییرات به تدریج رخ می دهند وقابل پیش بینی‌اند.

4-محیط پیچیده ناپایدار: موسساتی وجود دارند که با عوامل محیطی به تعداد زیاد و متفاوت روبرو هستند. در واقع محیطهای برنامه ریزی پیچیده و ناپایدار میزان عدم اطمینان در مقایسه با سایر محیطهای اطمینان در مقایسه با سایر محیطهای مطرح شده در بالاترین سطح است.
آنچه از نتایج تحقیقات عنوان شده استنباط می شود مبین این حقیقت است که به منظور بررسی رابطه بین محیط و روشهای انتخابی لازم است یک طبقه بندی متناسب صورت پذیرد. چنین امری برای طبقه بندی محیط برنامه‌ریزی برای کل سازمان از طریق بررسیهای کتابخانه ای و میدانی توسط نگارنده انجام گرفته است که در جدول شماره(1) به تفکیک محیط داخلی وخارجی،

عوامل داخلی و خارجی، اولویت بندی هر یک از عوامل فوق در تعامل با سادگی و پایداری و یا پیچیدگی و پایداری به نمایش گذاشته شده است. هر یک از نظریه‌های محیطی از زاویه‌ای ویژه به محیط نگریسته و در اکثر طبقه‌بندیهای عنوان شده بخشی از عوامل و ابعاد مهم نادیده گرفته شده است. نویسنده به دنبال بررسی و

اندازه‌گیری محیطهای گوناگون برنامه ریزی است. در رابطه با تغییرات نوسان تقاضا بیشترین تاثیر را در تبیین محیط و طبقه‌بندی آن داشته و آثار این نوسان را در زمینه‌های گوناگون جهت تولید و ارائه خدمت و همچنین اداره کارخانه به عنوان یک عامل استراتژیک در برنامه ریزی تولید تلقی می‌کند.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دانلود تحقیق قطب جنوب فایل ورد (word) دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دانلود تحقیق قطب جنوب فایل ورد (word)   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق قطب جنوب فایل ورد (word) ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن دانلود تحقیق قطب جنوب فایل ورد (word) :

علیرغم سرمای فوق العاده ، اقیانوسی که قطب جنوب را احاطه کرده غنی ترین ناحیه جهان از نظر حیات است . طی ماههای تابستان ، گیاهان میکروسکوپی پراکنده شده برای گروههای بزرگ کریل ها غذا فراهم می آورند و اینها به نوبه خود غذای پنگوئنها ، سیلها و والها را فراهم می کنند . اکثر حیوانات قطب جنوب در تابستان تولید مثل می کنند اما پنگوئنهای امپراطور در پاییز تخم گذاری می کنند و نرها در طی سردترین ماههای سال روی تخم ها می خوابند. دریاهای پوشیده از یخ اطراف قاره قطب جنوب ، خانه گونه های بسیاری از حیوانات است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
  • علی مح
بی پیپر | دانشجو یار | مرکز پایان نامه های فردوسی | نشر ایلیا | پی سی دانلود | مرکز پروژه های دانشجویی | دانشجو | مرکز دانلود | پایانامه دانشجویی | جزوه های درسی | دانلود فایل ورد و پاورپوینت | پایان نامه ها | جزوات درسی | پروژه های درسی | ایران پروژه | پروژه دات کام | دانلود رایگان فایل |